Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Saturday, July 26
باز هم يک مقاله ی ديگر قربانی شد!
مقاله ای پيرامون سير ترکی شدن زبان در آذربايجان به روايت ابن بزاز، نوشته ی ايران شناس و مستشرق فرانسوی ژان اوبن!
حيف شد! شايد هم از ترس دوستان پان ترکيست به اين سرنوشت دچار شد! چون بنا به اين تحقيق سير ترکی شدن از اواخر قرن سيزدهم ميلادی در آذربايجان آغازيد و مردم اين خطه تا آن زمان گويش فارسی داشتند. دکتر خانلری براين باور بود که در آن ايام چهل گويش فارسی در ايران رايج بود. گاهی مردم ده مجاور حرف های ده همسايه را نمی فهميدند! بنابراين از ايام سلجوقيان به بعد زبان ترکی نخست در شهر ها و سپس در روستاها گسترش يافت.
حالا کمربند ترک زبانانی داريم که از بلغارستان در اروپا آغاز می شود و تا کاشغر در چين ادامه می يابد.

..
من بخش عجق وجق مقاله را پاک کردم. از فرخ عزيز سپاسگزارم که رمز حروف را پيدا کرده و آن را در ستون نظرات گذاشته است. اميدوارم که برای من هم ياد بدهد و کل مطلب را برايم ای نمايند.
دوست عزيزی که "اعتراض" نامه را نوشته است توجه داشته باشند که مبارزه ی ما برای به دست آوردن حقوق ملی و فرهنگی مان مبارزی است "فرهنگی" و بايد تمام عقايد و آرا را بررسی کنيم. بدترين شکل آن ضديت با زبان فارسی است. ما بايد مانند نياکان خود منادی آزاديخواهی و تجدد باشيم. نه تنها برای خود، بلکه برای تمام ملت ايران و حتی ملل خاورميانه. از اين دوست می خواهم کتاب " نامه هايی از تبريز" (ادوادر براون) و رمان سمرقند (امين معلوف) و رمان تبريز مه آلود (سعيد اردوبادی) را بخوانند تا شمه ای از مبارزات انسانی و بزرگ اجداد ما برای نيل به آزادی تجديد خاطر شود.
شايد در اين باره بعدها بيشتر بحث و گفت و گو کنيم. با سپاس از نويسنده ی اعتراض.
(من سهندی یاخين دان تایييرديم. بيز گوزل انسان و یوکسک شاعیر! اونون عقيده سی منيم کیندن اوزاق دئييردی! شاهديمز ده بيوک خان ايروانی و استاد م. ع . فرزانه. ساغ اول بو شعری چاپ ائتمک اوچون!)
2:46 AM