Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Saturday, August 30
بيش از 72 تن ... يا 82 تن! مساله اين است. بحث در اين است!
امروز جنايت وحشتناکی در نجف رخ داد که 82 تن کشته و 250 نفر زخمی برجای گذاشت. آيت الله محمد باقر حکيم هم از قربانيان اين فاجعه بود. جنايت جنايت است و بايد محکوم شود.
بچه که بودم يک روز ناگهان مدرسه تعطيل شد. دولت شاه اعلام کرد که آيت الله سيد محسن حکيم وفات کرده است. البته ما خوشحال شديم که مدرسه تعطيل شد. اما پدرم گفت که ما شيعيان آذربايجانی مقلد آيت الله شريعتمداری هستيم و فوت آيت الله حکيم ربطی به ما ندارد! من نام حکيم را نخستين بار در آن زمان شنيدم.
انقلاب که شد باز نام حکيم بر سر زبان ها افتاد. اين بار صدام حسين دستش را به جنايتی ديگر آلوده کرده بود و برادر همين حکيم را به دستور صدام اعدام کرده بودند و شايد دولت جمهوری اسلامی هم مدارس را تعطیل کرده بود. نمی دانم. اما به گمانم سه روز عزای عمومی اعلام گردید. در همان زمان بود که محمد باقر حکيم از عراق به سوريه رفت و از سوريه با سلام و صلوات به ايران آمد و شد يک چهره ی شاخص انقلاب اسلامی عراق و چندی بعد هم با یاری های حکومت اسلامی ايران حزبی تاسيس کرد با نام عجيب "مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق". گاهی سيمای تپل مپل اين آيت الله را همراه حکمت يار و ربانی و ديگران در سيمای جمهوری اسلامی می ديديم که به مناسبت هايی همراه آقای خامنه ای و رفسنجانی و شاهرودی گرد هم آمده اند و "مرگ بر آمريکا" می گويند.
آقای حکيم شعبه ی عراقی سپاه پاسداران را نيز با نام "سپاه بدر" تاسيس کرد و اين همزمان بود با تاسيس ارتش سازمان مجاهدين خلق در عراق. در ايام جنگ 8 ساله، سپاه بدر دوش به دوش سپاه پاسداران عليه عراق می جنگيدند و اعضايش را شيعيان گريخته از عراق و برخی از اسرای شيعه ی عراقی تشکيل می دادند.
جنگ که تمام شد اعضای سپاه بدر هم به عنوان بسيجی و غيره در راهپيمايی های روز قدس و دهه ی فجر و 13 آبان شرکت می کردند و اين اواخر گاهی هم گويا به تجمع های دانشجويی حمله می کردند. مردم فکر می کردند که اينان لبنانی ها و فلسطينی های مزدور هستند که دولت برای مقابله با مردم اجير کرده است.
با سقوط برق آسای صدام آيت الله محمد باقر حکيم هم به عراق برگشت. استقبال بی سابقه ای از وی به عمل آمد و سپاه بدرش نيز با سلاح های سبک برای مقابله با بقايای صدام و ارتش مجاهدين خلق به عراق بازگشتند. اما ارتش آمريکا اجازه ی عرض اندام به آنان نداد.
آقای حکيم که در ايام اقامتش در ايران از ذوب شدگان ولايت فقيه بود، در عراق آزاد از سياست کناره گرفت ولی يکی از برادرانش به شورای حکومت عراق وارد شد. زير نظر آمريکا. آيت الله ناگهان چهره ی مدارا گر و میانه رو به خود گرفت و حتی تا آنجا پيش رفت که اعلام کرد حکومت عراق بايد توسط مردم عراق انتخاب شود و حقوق همه ی اقوام و مذاهب باید محترم شمرده شود. ديگر يک کلمه هم از حکومت اسلامی و ولايت فقيه نگفت!
در عراق طلبه ی جوان و جويای نامی با نام مقتدا صدر عليه خانواده ی حکيم وارد کارزار شد و هفته ی پيش به محمد سعيد حکيم سوء قصد کرد. اين طلبه ارتش "منکرات" خودش را هم سازمان می دهد و کارش حمله به مشروب فروشی ها و زنان بی حجاب است. آيت الله حکيم مخالف کارهای مقتدا صدر بود.
مرگ اين روحانی جامعه ی جهانی را تکان داد و شيعيان عراق ناگهان به خود آمدند و ديدند که قدرت آسان به دست آمده شان تا چه حد شکننده است. آيت الله سيستانی طبعا پس از مرگ حکيم مقام والای خودش را به عنوان رهبر شيعيان جهان محکم خواهد کرد و شايد مقتدا صدر هم از بازندگان اصلی بازی شود.
اما نکته ی مهم اينجاست که حکيم همراه هشتاد و دو نفر کشته شد. اين فاجعه اگر در جمهوری اسلامی رخ می داد هشتاد و دو تن را مانند قتل آيت الله بهشتی "بيش از هفتاد و دو تن" اعلام می کردند!
آمران و عاملان اين فاجعه در همان ساعات اول "فداييان صدام" و بقايای نظام بعثی صدام اعلام گرديد. دولت آمريکا و کوفی عنان اين قتل را به شدت محکوم کردند. اما رهبر و ولی فقيه ايران، آقای خامنه ای، به نوعی پای آمريکا و "رژيم صهيونيستی" را به ميان آورد و به شدت آمريکا و اسرائيل را محکوم کرد!
هئچ دخلی وار؟

2:01 AM