Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Saturday, August 16
از ديشب با اختلالات برقی شرق آمريکا و کانادا ظاهرا سايت بنده هم آسيب ديده و گاه ناپديد می شود و گاه بکلی ناپيدا!
از فردا می خواهم رمان آن لاين شروع کنم و مدتی دورسياست و ژورناليسم را خط بکشم. رمان را هم فقط برای دوستان اين سايت خواهم نوشت. (دشمنانش هم می توانند بخوانند البته!)
اندکی خسته ام و ديگر دستنم به نوشتن نمی رود! می خوانم، می خوانم، می خوانم.
اما دلم نمی خواهد دل دوستانی را که به اين سايت مراجعه می کنند بيازارم. بنابراين می خواهم رمانم را بياغازم. داستانی که سال هاست مرا اسير خود کرده است.
شايد خوشتان نيايد و دور اين سايت را بکلی خط بکشيد. نمی دانم! شايد هم از همين فردا شروع بکنم به نوشتن مقالات اساسی. دوست دارم مقاله ای بنويسم به نام "دو خمينی در بستر يک تاريخ". البته نوشته ام و می خواهم اندکی باهاش ور بروم و نشرش دهم. خمينی پدر بزرگ را با نوه اش مقايسه می کنم. آن يکی بختکی بود سخت ضد تجدد و غرب و اين يکی شيفه و شيدای غرب. آن يکی سراسر خشم بود و عصيان و می خواست در جهان اسلامی نظمی نو در افکند و نوه اش می داند که نظم نو وجود دارد. هم خمينی پدر بزرگ و هم خمينی نوه در تاريخ ماندگار خواهند شد. کجا، نمی دانم. تاريخ هم زباله دانی دارد و هم بلند آسمان. يکی به مغاک فرو می فتد و ديگری به اوج می رسد. نه اينکه دو خمينی در صدر و ذيل باشند. نه. اما هر دو قابل مطالعه اند. يکی برآيند مرد عصر خود بود و ديگری برآيند عصری ديگر.
پس فعلا شب است دوستان! يا نيمه شب!

1:11 AM