Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Saturday, September 13
آنان که باد مي کاشتند، توفان درو مي کنند!
يادتان هست؟ آقاي معمر القذافي چقدر باد داشت و با آن عينک ري بن و موهاي وز وزي اش چگونه شلتاق مي کرد و مرگ بر آمريکا و مرگ بر غرب و مرگ بر امپرياليسم و غيره مي گفت؟ يک روز دستور داد که تمام آلات موسيقي غربي را در ميدان هاي اصلي شهر ها به آتش بکشند. روزي ديگر دستور داد که تمام "کتب ضاله" را به آتش بکشند؛ و روزي ديگر در ميخانه ها را ببست و تمام بطري هاي مشروب را به آتش کشيد. کتابي هم به نام کتاب سبز نوشت که به عنوان درس اجباري در تمام دوره هاي تحصيل از کودکستان تا مقطع کارشناسي ارشد و دکترا تدريس مي گرديد. آقا حسابي دور برداشته بود و غربي جماعت هم که به نفت ليبي نياز داشتند و بدشان هم نمي آمد که قذافي ها همه کاره باشند تا يک مجلس و کابينه و غيره ... خم به ابرو نمي آوردند و مرتب قرداد هاي کلان مي بستند و حتي کارتر برادر نيمچه ديوانه اش را براي ديدار قذافي به طرابلس فرستاد و او هم که سلطان آبجو بود سلطانک نفت هم شد! چند عکس هم با قذافي گرفت. آقا داستانهاي حيرت آوري دارد! مثلا يک روز دستور داد که "امام" صدايش کنند و روز ديگر تمام سفارتخانه هاي ليبي را در گوشه و کنار دنيا بست و به مردم دستور داد که خود سفير کبير بشوند! مردم هم رفتند و اندکي غارت کردند و شعار مرگ بر امپرياليسم روي در و ديوار سفارتخانه هاي خود نوشتند و شعار هاي روح مني قذافي ... جان مني قذافي سر دادند.
اما اين نودولت تازه از ره رسيده لولهنگش خيلي آب بر مي داشت. آقا ناگهان عملياتش را به خارج از مرزهاي ليبي هم گسترش داد. در دوراني که حزب الله لبنان در رستوران ها و ايستگاه هاي مترو و فروشگاه هاي بزرگ فرانسه حسابي کشتار مي کردند، و جمهوري اسلامي هم پدرخوانده ي برادران حزب الله شده بود، امام معمرالقذافي رگ حسادتش حسابي گل کرد و با يک" بيلاخ" سياسي دويست و هفتاد نفر مسافر و خدمه شرکت پان آمريکن و مردم لاکربي استکاتلند را يکجا نفله کرد تا رکورد بزرگ تروريسم را از آن خود کند. ( آن موقع ها هنوز القاعده و طالبان داشتند تمرين خلباني مي کردند و به تمرين برج کوبي پرداخته بودند و حساب مي کردند که چگونه مي توان در آني هزاران نفر را نفله کرد نه صدها را که ديگر از مد افتاده بود!)
خوب ديگر باقي داستان را همه مي دانيم. پان آمريکن به ابتکار آقاي قذافي با دويست و هفتاد کشته و ميليارد ها بدهي ورشکست شد. امام قذافي باد در آستين انداخت و سرود من آنم سر داد ....
البته؛ پيش از آن نيز براي دستگرمي هم که شده بود، همين ماموران قذافي يک هواپيمايي شرکت فرانسه را سرنگون کرده بودند بر بالاي چاد. اما چون اغلب مسافران اين شرکت سياهپوست و آفريقايي بودند خيلي سر و صداي مردم دنيا در نيامد! بعدش هم ماجراي انفجار ديسکوتکي در برلين پيش آمد.
اما يازده سال پيش دنيا حسابي از دست کارهاي امام قذافي دلخور شد و با اصرار انگليس و فرانسه و آمريکا سازمان ملل به تحريم اقتصادي ليبي راي داد. آقايان هم که بايد حتي عينک ري بن را هم به دلار مي خريدند، ناگهان دوزاريشان افتاد. از يکي دو سال پيش شروع کردند به "غلط کردم و گلاب خوردم!" .. و سر انجام ديروز موفق شدند با پرداخت دو ميليارد و هفتصد ميليون دلار خون بها به بازماندگان کشتار پان آمريکن و ايضا ميليون ها دلار به بازماندگان شرکت هوايي فرانسه و ديسکوتک برلين و ... تحريم را ملغي سازند.
البته جناب امام قذافي - که پس از بمباران کاخ مسکوني اش در زمان ريگان حسابي سر براه شده بود- اين پرداخت خسارات هنگفت را هم به عنوان پيروزي بزرگ و عظيم مردم ليبي قلمداد کرد و در نطق هاي پر طمطراق اعلان کرد که سرانجام کشور بزرگ ليبي موفق شد پوزه ي امپرياليسم را به خاک بمالد و با پرداخت چند ميليارد دلار ناقابل از دارايي هاي بنگاه خيريه ي آقا زاده قذافي امپرياليسم و سگ هاي زنجيري اش را به زانو زدن و غلط کردم وادارد.
حالا مردم ليبي جشن گرفته اند و هي مي زنند و مي رقصند و آقا پسر قذافي هم که در ايتاليا درس خوانده و حالا دارد مانند پسر حافظ الاسد و عدي صدام جانشين پدر مي شود، به مردم ليبي دستور داده که به مدت هفت شبانروز بزنند و برقصند و شادي کنند و پيروزي بزرگ مردم ليبي را جشن بگيرند! جاي محمد منتظري ( مشهور به رينگو) خاليست که براي شرکت در اين جشن هاي بزرگ به آن کشور چند فروند هواپيما ببرد! شايد ياسر و ديگر آقازاده ها بروند! دست کم جاي عدي و قصي خالي خواهد بود!
1:21 AM