Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Tuesday, October 7
آرنولد شوارزينگر و انتخابات فرمانداری کاليفرنيا
انتخابات فرمانداری کاليفرنيا از نگاهی ديگر

مقام فرمانداری مانند ساير مقامات مهم در آمريکا انتخابی است، نه انتصابی. مردم فرماندار را انتخاب می کنند و اگر خوش شان نيايد يا ببينند که به قول و قرارهايش وفا نکرده، البته حق دارند که او را عزل کنند. انتخابات کاليفرنيا دو وجه دارد: يکی رای برای عزل يا عدم عزل فرماندار انتخابی موجود، گری ديويس ... و ديگری انتخاب يک فرماندار جديد که به منزله ی رئيس جمهور است در ايالتی که از نظر اقتصادی پنجمين مقام را در دنيا دارد.
اين عزل و انتخابات در تاريخ کاليفرنيا بی سابقه بوده است. به ويژه با ورود آرنولد شوارزينگر به مصاف انتخابات. شوارزينگر مهاجر اطريشی تبار است که هنوز با لهجه ی اطريشی صحبت می کند. هنرپيشه است و هنرپيشه ی بدی هم هست. دست کم فيلم هايی که بازی کرده بسيار بد بوده اند و صرفا تجاری. او قهرمان زيبايی اندام هم بوده و به مدد عضلات سفت و پيچ در پيچ اش و قد و بالای تماشايی اش محبوب شده است. او البته فقط اندام زيبا نداشته بلکه در پس کله اش مغزی هم بوده و نگاه موشکافی داشته به اوضاع و احوال سياسی آمريکا. او که با بيست و پنج دلار پول وارد آمريکا شده بود، توانست در مدت کوتاهی به موفقيت های بسيار نايل آيد و زنی از خاندان جليل کندی به همسری گيرد. فيلم هايش نيز پرفروش بوده اند و او به مدد پول های باد آورده اش در کشور زادگاهش نيز کارهای عام المنفعه بسيار کرده. بخصوص در زمينه ی ورزش و ساختن باشکاه های ورزشی.
در آمريکا هم به آموزش دانش آموزان در ساعات فراغت بسيار حساس بوده و طرحی نيز در اين باب اجرا کرده که موفقيت آميز بوده است.
در هر حال نکته ای که برای ما حايز اهميت است مهاجر بودن اوست که حق و حقوقی که در اين کشور دارد. دو نفر ايرانی هم نامزد اين مقام شده اند. بدبخت و بيچاره ماييم که نمی توانيم در کشور خودمان حتی برای انتخابات شورای شهر و روستا نام نويسی کنيم! من کسی را می شناسم که در آمريکا استاد دانشگاه بود و حالا در ايران زندانی است! رفته بود که در دانشگاه های ايران هم فعاليت بکند و مثمر ثمر واقع شود. اما سر و کارش به زندان کشيد و حالا شايد در پنجه های بی رحم قاضی مرتضوی اسير است. شايد هم خدای ناکرده جسم سختی به کله اش بخورد و به سرنوشت خانم زهرا کاظمی دچار شود!
وای که چه ميهنی داريم!!!
12:21 AM