Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Thursday, October 16


سیاهی روسیاس، دیب گله داره!

آقای خاتمی و جایزه نوبل
اگر شک و شبهه ای هم بود ديگر از بين رفت و آقای خاتمی که به ناحق سی ميليون رای مردم را مصادره کرده بود، آن هم با لبخند و سخن های زيبا و کرشمه های دموکراتيک، خود را عيان و عریان کرد و به قول سعدی رخت به آفتاب انداخت و ثابت شد که خاتمی هم از جنم ذوب شدگان ولایت است و آن حرف و حديث های شيرين و فلسفه بافی ها و گفت و گوهای تمدنی و غيره فريبی بيش نبود که چند صباحی گاری شکسته ی جمهوری اسلامی را به جلو بکشاند و آبروی
از کف رفته اش را دوباره به دست آرد و ...
اما به چه بهايی؟
به بهای از دست رفتن چند تن از نويسندگان و انديشمندان این دیار و جلای وطن کردن خیل بزرگی از مغزهای علمی و به بند کشیده شدن نزدیک ترین یاران خود خاتمی!
البته کسی از آقای خاتمی انتظار نداشت (من که انتظار نداشتم) که به بانویی که به خاطر مبارزه برای حقوق بشر در کشور تحت ریاست جمهوری آقای خاتمی برنده جایزه شده است تبریک بگوید. اما از کسی که دست کم دو سه تالیف فلسفی و اجتماعی دارد و ادعا می کند که فرزند زمانه ی خود است، انتظار می رفت که ادبیات سیاسی اش از بازجویانی مانند حسین شریعتمداری و انصار حزب الله و چماقداران فراتر باشد و بداند که برندگان جایزه نوبل بزرگانی مانند نلسون ماندلا و مادر ترزا و ساخاروف و ... هم بوده اند. وانگهی اسحق رابین هم بزرگ مردی بود که جان در راه صلح باخت و آرمان هایش اگر جامه ی عمل می پوشید، اکنون فلسطین این چنین به خون نمی خفت.
من پنج - شش سال پیش بر این باور بودم که آقای خاتمی به احتمال برنده جایزه ی صلح نوبل خواهد بود. اگر به آرمان هایش وفادار می ماند احتمالا هم می توانست برنده ی این جایزه ی بزرگ بشود. اگر چنان می شد لابد این جایزه بزرگ ترین جایزه بشری می شد!
حرف های زیادی دارم اما از شاملو مدد می گیرم و تکه ای از پریایش را اینجا می نویسم که حدیث نفس است:
" - امشب تو شهر چراغونه
خونهء دیبا داغونه
مردم ده مهمون مان
با دامب و دومب به شهر میان
داریه و دمبک می زنن
می رقصن و می رقصونن
غنچهء خندون می ریزن
های می کشن
هوی می کشن:
شهر جای ما شد!
عيد مردماس، دیب گله داره
دنیا مال ماس، دیب گله داره
سفیدی پادشاس، دب گله داره
سیاهی روسیاس، دیب گله داره ..."-
12:22 AM