Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Sunday, November 2


بيچاره داريوش زاهدی!
من داريوش زاهدی را از سال ها پيش می شناختم. برادر ناتنی يکی از دوستان بسيار نازنينم بود و همين حوالی همسايه بوديم و گاه گپی می زديم. در دانشگاه برکلی علوم سياسی تدريس می کرد و گاه مقاله ای هم پيرامون اوضاع و احوال ايران می نوشت.
يک بار با ياری شورای آمريکا و ايران در دانشگاه استانفورد کنفرانسی تشکيل داد که نژاد حسينيان (سفير وقت جمهوری اسلامی در سازمان ملل متحد) از مهمانان برجسته اش بود. اين آقا يا آقازاده هم البته کپی مطابق اصل برادرش خرازی و خراسانی و غيره بود. با همان ريش و پشم و پيراهن یقه آخوندی و کت و شلوار آخرين مد ايتاليا و البته دابل برست!
حالا يک حاشيه بروم: من از مشابه سازی متنفرم و از جوامعی که می خواهند شهروتدانش عين هم فکر کنند عقم می گيرد. در محله گی های (همجنس گرايان) سانفرانسيسکو، مشابه سازی را کلون می گويند و آن گروهی از مردان گی را شامل می شود که عين هم لباس می پوشند و رفتار می کنند. حضرات غير آخوند جمهوری اسلامی نيز عينهو اين برادران (يا خواهران) تکثير می شوند. فرقی هم نمی کند که اصلاح طلب باشند يا مثلا تندرو و يا ذوب شدگان ولايت فقيه. قيافه شان را نگاه کنيد! عين هم تکثير شده اند!
حالا بگذريم. نژاد حسينيان که به جلسه آمد شماری از ايرانيان اعتراض کردند و دکتر هوشنگ امير احمدی، رئيس شورا با ظرافت تمام اعتراض کنندگان را به ناهار دعوت کرد و البته قال قضيه کنده شد!
می خواهم بگويم که داريوش زاهدی هرچند علوم سياسی خوانده بود و تدريس می کرد، اصلا اهل سياست نبود. وانگهی به خاطر ديدگاه های ميانه روانه اش همواره مورد لعن و طعن گروه های اپوزيسيون هم قرار می گرفت. حالا چنين کسی را وزارت اطلاعات گرفته و پس از چهل روز تحويل برادر شريعتمداری کيهان ( منظورم قاضی مرتضوی است) داده تا از او در سريال های تلويزيونی يک جاسوس درجه يک آمريکا و موساد و غيره بسازند!
بيچاره داريوش که فريب لبخند خاتمی را خورد.

1:04 AM