Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Monday, November 17


غمنامه ای برای احمد باطبی نوشتم که عجق وجق شد!
حالا شايد فرخ عزيز که چم و خم را بلد است به فارسی برگرداند!
فعلا با تصوير جاودانه ای از يادش را گرامی می دارم.
نيز از تمام دوستان عزيز اين سايت سپاسگزاری می کنم.
... و البته از حسين درخشان عزيز که دوباره يولداش را روبراه کرد!
... و اکنون غمنامه ای برای احمد باطبی

باطبی و شاملو
غم نامه ای برای احمد باطبی

احمد باطبی را همين پريروز ربودند...
درست پس از گفت و گويش با نماينده حقوق بشر در تهران.
مرتضوی به پدر باطبی گفت:
"البته که منش ربوده ام. و تو هم اگر غلط زيادی بکنی تو را هم به بند می کشم!"
اين است عدل اسلامی آقايان!
اين است ظلمی که بر فرزندان ميهن می رود.
آه ... باطبی عزيز!
حالا که من اين سطور را می نويسم ... و شب که در خليج سان فرانسيسکو بازتابيده ... تو در کدامين سلول تنگ و تاريک هستی؟ اما بدان که آنان از تو می ترسند. از تو می ترسند که نماد جنبش دانشجويان شدی. از تو می ترسند که روزی در لحظه ای پيراهن خونين دوستت را به دست گرفتی و مسيح وار ظلمی که بر جوانان ميهن تلخ و سياه ما می رود فرياد زدی. نگاهت زيبا بود و در چهار گوشه ی جهان فرياد مظلوميت جوانان ما را فرياد کرد. نگاهی که جهان را به لرزه انداخت... تو زيبا هستنی و زشت رويان زشت انديش از زيبايی ات هراس دارند! تو زيباترين فرزند سرزمين ما هستی!
برای شکنجه گران امر برت اين شعر شاملو را بخوان که انگار خطاب به آمر کبير نوشتټ
...
فغان! که سرگذشت ما
سرود بی اعتقاد سربازان تو بود
که از فتح روسبيان
باز می آمدند.

باش تا نفرين شب او تو چه سازد،
که مادران سياهپوش
- داغداران، زيباترين فرزندان آفتاب و باد -
هنوز از سجاده ها
سر بر نگرفته اند



10:47 PM