Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Saturday, December 6
ايرانيان نژاد پرست!
ما در ايران نژاد پرست هم داريم! نه، به حرف های مردم کوچه و بازار و يا حتی به آثار بزرگان مان توجه کنيد تا ببيند هموطنان تا چه اندازه ضد عرب و يهودی و بهايی و در درجه ی بعدی ضد ترک و ضد غير مسلمان (کافر) و .... هستند.
ماجرای درخواست حکومت ايران از اتحاديه کشورهای عربی که می خواست ايران را به عنوان ناظر بپذيرند، عمق اين فاجعه را به نمايش گذاشت. ايرانيان مثلا "فرهيخته" هر چه از دهانشان بر می آمد نثار عرب ها کردند. در صورتی که شايد آمريکا هم بخواهد در چنين اتحاديه هايی به عنوان ناظر حضور داشته باشد که قدرت آمريکا را می رساند. روسيه سال هاست که در نشست های کشورهای موسوم به هفت (هفت کشور صنعتی مهم دنيا) به عنوان ناظر شرکت می کند. آمريکا بارها در نشست های تيره ها و قبايل افغان ها و اعراب شرکت کرده است و انگليس و فرانسه هم هم چنين ... من نمی خواهم بگويم که آيا اين گونه عضويت ها به نفع منافع ملی ماست يا نه. نکته اينجاست که ايرانيان هم مانند ديگران حق ندارند از موضع نژادپرستی به ملت يا قومی اهانت کنند.
دوستی داشتم افغان. او سال ها در ايران پناهنده بود و سپس به آلمان رفته بود و حالا در آمريکا است. پای درد دل اين دوست که نشستم دلش شرحه شرحه بود از تحقير و ستمی که در ايران بر او رفته بود. می گفت آلمان ها با همه ی سابقه ی نژاد پرستی شان به گرد پای ايرانيان هم نمی رسند. بايد در ايران افغانی بود تا فهميد برخی از هموطنان ما تا چه حد گاه بی رحم و بی مروت و نژاد پرست می شوند!
دوست ديگری داشتم از اعراب خوزستان. او هم دل پر خونی داشت. بايد يک روز حرف هايش را بنويسم.
شاعری اهل شيراز به نام ساويز شفايی که همجنس گرا بودن خودن را عيان داشته بود، زخم زبان ها شنيده بود از ايرانيان غيور و با فرهنگ باستانی در همين آمريکا. فيلم مستندش را دوستم ناصر زراعتی ساخته است. هموطنان بارها او را تهديد کرده بودند که چون آبروی ايرانيان را می برد، خانه اش را آتش خواهند زد و ...
ديروز هم (پنجشنبه) ماجرای قتل چند نفر بلوچ در سراوان در صدر اخبار بود. هموطنی بلوچ در همين سايت بنده نوشته بود که بلوچ ها آن چنان در تهران مورد تحقير قرار می گيرند که موقع بيماری و غيره ترجيح می دهند به پاکستان بروند تا تهران!
ما سال ها خوانده ايم بنی آدم اعضای يک ديگرند و .... سهراب سپهری و فروغ را دوست می داريم و... اما گاه انصاف را کنار می گذاريم و فراموش می کنيم که بنی آدم ....
1:08 AM