Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Friday, December 12
بيچاره شيرين عبادی!
خانم شيرين عبادی حالا با يک ميليون و اندی دلار و يک کارنامه ی خوب حقوق بشری در دفاع از حقوق زنان و کودکان مظلوم ايران و کوشش های ناموفق در دفاع از حقوق جان باختگان قتل های زنجيره ای و ... اکنون به عنوان بزرگ بانوی صلح و حقوق بشر مقام يافته و هر سخن و عملش زير ذره بين بی رحم تاريخ قرار گرفته است.
خانم عبادی البته بانوی بزرگ و شجاعی است که مثلا می تواند در انظار عمومی حجاب اسلامی از سر بردارد ولی نمی تواند از بانوانی که حجاب اجباری نمی خواهند دفاع کند. چون قانون جمهوری اسلامی را در مورد حجاب اجباری - هر چند که مغاير با حقوق بشر است- می پذيرد و در ميهن اسلامی نه تنها حجاب اجباری بر سر می کند بلکه از ابتدايی ترين حقوق انسانی که آزادی پوشاک است، نمی تواند دفاع بکند و خود به چنين قانونی که صد در صد مغاير حقوق بشر است، تن در می دهد.
به نظر من خانم شيرين عبادی هنوز جای تحسين دارد، و کارهای بهترش بسيار است. ايشان بايد هر چه زودتر تکليفش را با سياست و جريانات سیاسی در ايران روشن کند. شفافيت و شفاف بودن (يعنی رياکار نبودن) از نخستين گام های کوشندگان حقوق انسانی است...
***
من از دوستان می خواهم که زياد به کوروش و غيره نپردازند. کوروش از پادشان آزاد انديش ايران زمين بوده است. البته در زمان او مامورانی به نام "چشم" و "گوش" حکومت عمل می کردند و مراقب شهروندان بودند که دست از پا خطا نکنند! دو هزار و پانصد بعد از او هم رضا شاه پهلوی در کنار صندوق های پست مامورانی می گماشت که به شاهنشاه عظيم الشان شکايت نکنند! چندی پيش هم سعيدی سيرجانی را به جرم نامه نويسی به رهبر به بند کشيدند و به مرگ وا داشتند...
خلاصه ... دوستان روزگار غريبی ست! غريب بود و انگار غريب خواهد بود!
12:00 AM