Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Monday, December 15


صدام: کشتار حلبچه را ايرانيان کردند!

امروز سرانجام خبر را خواندم. همان اول صبح. و صبحم روشن شد. روزم روشن شد. صدام يکی از جنايتکارترين مردان عصر ما دستگير شد. ژوليده و مغموم و کثيف با ريشی و گيسی دراز و کثيف و شايد پر شپش.
از دخمه ای در اطراف تکريت که پر از موش و حشره بود پيدا شد. به هنگام دستگيری نه دفاعی کرد و نه گلوله شليک کرد. دو قبضه تپانچه داشت هم داشت و کيفی پراز پول. اسنکناس های صد دلاری آمريکا که هفتصد و پنجاه هزار دلار بود. مردم انتظار داشتند که دست کم به هنگام دستگيری خود را بکشد. انگار فقط خلق شده بود که دیگران را بکشد.
او قاتل صدها هزار مردم عراق و ايران بود. مادران و پدران بی شماری را داغدار عزيزان خود کرد و عراق را که کشوری بود آباد و مرفه، ويران کرد.
پس از دستگيری اش مقامات آمريکا چهار نفر از اعضای شورای حکومت موقت عراق را برای شناسايی او به زندان بردند. صدام که تازه از خواب قيلوله بيدار شده بود، با اين 4 نفر با تحقير برخورد کرد. يکی از اينان زندانی صدام بود و سال ها در زندان های صدام شکنجه ديده بود. حالا صدام را می ديد حقير و کثيف و ژوليده.
(اين بخش از مقاله از مطلبی مندرج در نيويورک تايمز دوشنبه 15 دسامبر به قلم یان فيشر در صفحه ی نخست استخراج شده است.)
آنان شروع می کنند به سئوال کردن از صدام. صدام می گويد کشتار حلبچه را من نکردم. ايرانيان کردند و به گردن عراقی ها انداختند!
صدام همواره از ايرانيان نفرت داشت. حتی حالا هم که در بند و زنجير است نفرتش را از ايرانيان پنهان نمی کند.
در پاسخ کشتار عام شيعيان و کردان هم از عمل خود دفاع می کند که "آنان يک مشت قاتل و دزد بودند!"
اشغال کويت را قانونی می داند و می گويد کويت مال عراق است.
موقعی که يکی از اعضای حکومت موفت می پرسد " پس غيرت عرب و عراقی ات کو؟ چرا از خودت دفاع نکردی؟ مگر بارها نگفته بودی که تا آخرين گلوله از خودم و ميهنم دفاع خواهم کرد؟
صدام چاک دهانش را باز می کند و فحش های رکيک می دهد.
در پاسخ سئوال های ديگر فقط فحش های بسيار بد خواهر و مادر می دهد.
امروز يک ديکتاتور از ديکتاتور های روی زمين کم شد!
12:46 AM