Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Friday, January 23
چرا تحصن اين بار نگرفت؟
تحصن نمایندگان مجلس در ایران می توانست در صدر اخبار جهان قرار گیرد. اما نگرفت! می توانست موضوع بحث تمام ایرانیان درون و برون بشود. نشد. صد سال پیش که نمایندگان مجلس بدون تلویزیون و رسانه های دیگر و اینترنت در مجلس ایران تحص می کردند، اخبار آن تحصن در صدر اخبار دنیا قرار می گرفت. چرا؟

چون در آن هنگام نمایندگان مجلس نمایندگان واقعی مردم بودند و از صافی شورای نگهبان_ به هر تقدیر_ نگذشته بودند!

مطلب از این قرار است که مردم هنوز که هنوز است این نمایندگان محترم اصلاح طلب را "خودی" نمی دانند. هر چند که حتی به اینان رای هم داده اند. یک بار نوشتم. این نمایندگان هم متاسفانه در چنبر ریاکارانه ی رژیم و نظام اسیراند. مرتب نماز "دشمن شکن" می خوانند، ریش نمی تراشند، روی زمین می نشینند و .... به هنگامی که از خود دفاع می کنند می گویند ما التزام به اسلام داریم و پیرو آیت الله خمینی هستیم و ... سرانجام ... یعنی که "خودی" هستیم!

و درست چشم اسفندیار ایشان هم همین است: نه مردم به ایشان ایمان دارند و نه شورای نگهبان آنان را خودی می شمارد. بنابراین این تحصن آزمون بزرگی برای اینان است. یعنی باید سرانجام روراست باشند. و گرنه مردم گمان خواهند کرد که این هم "یک بازی" دیگر هست برای داغ کردن انتخابات.

از سوی دیگر، محافظه کاران به درستی می دانند که چکار کنند. آقای خامنه ای با فرستادن حسن روحانی به اروپا به عنوان نماینده ويژه خود و نیز امضای قرارد منع سلاح های اتمی توسط وی در حقیقت دولت آقای خاتمی را دور زد و به اروپاییان هم پیام رسانید که این ماییم که تصمیم می گیریم و تصمیم مان را عملی می کنیم. نه اصلاح طلبان که همواره صحبت می کنند و سخن "می گویند" و "عمل نمی کنند" و یا نمی توانند عمل کنند.

به نظر می رسد که محافظه کاران بازی معمر قذافی را در ایران تکرار خواهند کرد. از سویی کرنش به آمریکا وغرب و از سوی دیگر نشان دادن قدرت و دهن کجی به مردم در داخل. شاید تمام یا بخشی از لوایح رده شده ی اصلاح طلبان را هم تصویب بکنند و حتی اندک آزادی ای هم به مطبوعاب و رسانه های دیگر بدهند.

برای اینان مهم نیست که با پانزده در صد آراء اکثریت را به دست می آوردند یا با پنجاه درصد. آنان قلق غرب دست شان هست. غربی که از اصلاح طلبان خسته شده و می خواند با قدرت مداران واقعی وارد مذاکرده و گفت و گو بشود. پشم آقای خاتمی هم ریخته و آردش هم بیخته شده است. شاید بزرگ ترین قربانی این بحران هم همو باشد. مردی که با بالاترین آراء مردم انتخاب شد و آخر سر به مغاک تاریخ سرنگون گردید!

با این همه فروریزی قدرت محافظه کاران هم از همان نقطه ی اوج خود آغاز خواهد شد. به هنگامی که مردم را دور می زنند و به هیچ می انگارند!


3:55 AM