Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Wednesday, February 25
امشب بخش 17 رمان مير يونس را نوشتم. البته دارم تنبلی می کنم. اما شما هم اگر کسی را داشتيد که در بيمارستان پا به مرگ است و حضور مرگ در همه جا نمايان، ييش از من کاری از دست تان بر نمی آمد.
عجيب است که دو روز پيش دکترِ همخانه ام از بيمارستان تلفن کرد که جری دارد می ميرد. از من پرسيد که در صورت مرگ آيا می توانيم او را به طور مصنوعی زنده اش نگاه داريم يا نه. من گفتم نه. چرا که در وصيت نامه اش چنين آمده است. خب، البته اندکی هم گريه ام گرفت و شعری هم نوشتم و آخر سر با صراحی ای به ديدارش رفتم. سخت بی تاب بود و مرتب در تب و تاب بود. پرستارش گفت که معمولا در آخرين ساعات عمر مغز به اعضای بدن دستور می دهد که نميريد! و بدن مانند آن شعله ی سرکش شمع در آخرين لحظه تقلا می کند.
اما اتفاقی نیفتاد. ديروز روز تقلا بود و امروز روز خواب و آرامش. امشب ساعت ده شب تلفن کردم که از پرستار حالش را بپرسم و او بدون اینکه از من اجازه بگيرد تلفن را داد دست جری، و جری مانند يک آدم حسابی و سالم از من خواهش کردم که بروم و او را به خانه باز آورم. من گفتم که تا فردا صبر کند و او قول داد که صبر کند.
همو ديروز مرا به خاطر نمی آورد و نمی دانست که خانه کجاست.
راستی خانه کجاست؟
1:51 AM