Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Thursday, March 4
من گاه حيرت می کنم از اين همه کينه توزی نسبت به اعراب و ترکان و ... خب، البته در ايران انقلابی رخ داده که اين روزها بسياری از ايرانيان دل خوشی از آن انقلاب "خود کرده" ندارند. مردم فرانسه هم پس از گذشت قرن ها از انقلاب کبيرشان حالا دل خوشی ندارند! چون می بينند که ملل ديگر بدون انقلاب و کشت و کشتارهای وحشتناک هم به آن نتايج رسيدند. خانمی که در ستون نظرات کينه توزانه می نويسد و می خواهد ريشه ی شيعه به اصطلاح خشکيده شود و سر به تن اعراب نباشد و ... ترکان هم لابد نسل کشی شوند و از روی زمين محو شوند! نمی دانند يا نمی خواهند بدانند که احترام به ديگران و دگر انديشان و نژادان و فرهنگ های ديگر از اصول اوليه انسان بودن است. حتی سعدی هم بنی آدم را اعضای يک ديگر می دانست. حالا جالب است که امروزه پس از گذشت ساليان و قرون و اعصار ما در قرن بيست و يکم بايد به سعدی متوسل بشويم!! ارتجاع يعنی همين! دوستی به مزاح و البته نيمه جدی عقيده داشت که شاه از خمينی مرتجع تر بود. چون خمينی می خواست ايران را فقط 1400 سال عقب ببرد و شاه می خواست 2500 سال عقب ببرد!!
حالا حکايت ماست!
نيز بايد به اطلاع اين بانوی محترم برسانم که زبان قبيله ای اسکانديناوی و فنلاند که تا به حال کسی نام آن را نيز نشنيده است، با زبان ترکی که زبان اکثريت بزرگی از مردم جهان از غرب چين تا شرق اروپا (بلغارستان و قبرس) است و زبان رسمی ده ها کشور جهان از قيرقيزستان و اوزبکستان تا آذربايجان و ترکيه ... است، تفاوت اساسی دارد. هرچند من مطمئن هستم در کشورهای دموکراتيک گويش های کم اهميت و از يادرفته نيز مورد احترام قرار دارند و کسی نمی تواند مردم را از زبان و گويش مادری منع کند. در کانادا گويش ها و زبان های از ياد رفته ی سرخپوستان محلی هم اکنون مورد بحث و بررسی قرار می گيرند و دولت اسپانيا همين چندی پيش برای شهروندان باسک خود گرامر چاپ کرد. (زبان باسکی تا همين اواخر فاقد گرامر بود)
کوتاه سخن اينکه از ماست که بر ماست!
5:53 PM