Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Sunday, April 4
دوست عزيز مجيد و ديگر دوستان...
زمانی ميرزا آقاخان کرمانی نوشته بود که در وجود هر ايرانی يک جلاد مخوف خفته است که به همواره خود را سرزنش می کند که چرا من نمی کشم ... که چرا تکه تکه نمی کنم ... که چرا من شلاق نمی زنم و ...
من با خواندن برخی از نظرهای دوستان به اين باور رسيده ام که که در وجود اغلب ايرانيان و جهان سومی های عقب مانده يک بن لادن خفته است که گاه رخ می نمايد. ما ديديم که اينان مثلا در ماجرای فاجعه ی 11 سپتامبر نخست خوشحال شدند و آنگاه گفتند که کار اسراييل است و سرانجام حتی به اين نتيجه رسيدند که مگر انسان جهان سومی و مسلمان می تواند چنين عملياتی را طرح ريزی کند!
اما ... اما ... راست و پوست کنده و صميمانه نيامدند که آن عمل وحشتناک تروريستی را محکوم کنند. ته دل شان خوشحال بودند که سه هزار نفری هلاک شده اند.
با يکی از آشنايان که در همين خطه بساز و بفروشی می کند و مرتب دلار می سازد صحبت می کردم. می گفت دمشان گرم! محمد عطا و همدستانش را می گفت.
حالا آقا و يا خانم سه حرف انگليسی sdf يا غيره برايم غره می آيند!!
اما همين ها يک جو صداقت ندارند که آمريکا و به قول خودشان بن لادن را برای کشتار انسان ها تقبيح کنند. چون که ته دل شان از اين اعمال خوشحال اند....
به آقايان يا خانم ها بايد گفت مگر آمريکا بن لادن و صدام را در آستين نپروريد؟ پس چرا در تقبيح تروريسم تعلل می کنيد و ده ها اما و اگر می آوريد و در نهايت توجيه اش می کنيد!
اين چند خط را نوشتم که به مجيد عزيز بگويم ما ملت بدبختی هستيم. و برای پاکسازی اين سايت پس از اين من نظرهای خارج از موضوع را حذف خواهم کرد، مگر اين که نشانی ای ميل خودشان را بنويسند.
دوستان من خسته شده ام و با ياد مولوی:
از ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست!
من از روشنفکرانی که اما و اگر پس نوشته هاشان می گذارند خسته شدم. من از توجيه کنندگان تروريسم به اندازه ی عاملان آن متنفرم. من می خواهم که تمام روشنفکران کشورهای اسلامی از نجيب محفوظ بزرگ گرفته تا کيارستمی و دولت آبادی و مخملباف ها و بن جلود و آدونيس و اورهان پاموک و ياشار کمال و .... و صدها هنرمند و نويسنده ی ديگر صدای شان به گوش جهانيان برسانند و از تروريسم ابراز انزجار بکنند. بی اما و اگر !
1:43 AM