Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Friday, April 2
آنکس که نمی داند و نمی داند که نمی داند ...
اين نوشته ی من برای چند تن ناشناس و بی نام گران آمده بود و باز سخن های پدر بزرگ هاشان را تکرار کرده بودند که: بعله ... همه چيز زير سر قدرت های بزرگ است و طالبان دست پرورده ی آمريکا است و صدام آمريکايی است و غيره ... اينان شرم دارند که لباس های پدر بزرگ شان را بر تن کنند، اما با کمال شجاعت و البته سفاهت هيچ ابايی ندارند که انديشه های عصر حجر آنان را بر ذهن و زبان شان جاری کنند.
من از جنايت وحشتناک و غير انسانی برخی از عراقی های فلوجه نوشته بودم که چگونه چهار نفر غير نظامی آمريکايیی را روز روشن تکه تکه کردند و جسد شان به تيرهای پل فرات آويختند و در دور جسد های تکه تکه شده به رقص و شادمانی پرداختند....
اين عمل غير انسانی و وحشيانه است و جنايتی است بزرگ و سترگ. چه صدام آدم آمريکا باشد و چه آدم شوروی سابق و چه طالبان مسلمان باشند و چه نا مسلمان. انگار اين خوانندگان بی نام و نشان نمی دانند که جنايت جنايت است و در هر شکل و شمایل اش چندش آور است.
سياست هم سياست است. گاه استالين برای منافع ملی روسيه با هيتلر پيمان می بست و گاه همراه و همگام نيروهای متفقين آمريکايی و انگليسی عليه هيتلر مبارزه می کرد.
اين درست که آمريکا به نيروهای افغانی - که اغلب مذهبی بودند و در بين شان از احمد شاه مسعود بود تا ملا محمد عمر - کمک می کرد تا با نيروهای اشغال گر شوروی به نبرد بپردازند. اما ديگر کمک نمی کرد که ملا محمدعمر و پدرزنش اسامه بن لادن و تمام آن مسلمانان بنيادگرای تروريست و آدم کش که به نام الله می کشند و نابود می کنند، روزی روزگاری به جنگ جهان متمدن غرب و نظام های دموکراتيک بروند و مانند نياکان عصر حجر خود به سوی هر دگر انديشی شمشير آخته بکشند و بکشند و نابود کنند. مبارزه ی اين بنيادگران آدم کش فقط و فقط عليه دنيای مدرن است و هيچ ربطی هم به مبارزه ی آرمان مردم فلسطين ندارد. اگر شارون جنايتکار است بايد علیه اش اقامه ی دعوا کرد و تلاش کرد که او را به پای ميز محاکمه کشانيد. اما از سوی ديگر کسانی که با وعده ی بهشت و حوری و غلمان نوجوانان فلسطينی را فريب می دهند و برای شان کمربند انفجاری درست می کنند و ازشان فيلم و ويديو می گيرند و تشویق و ترغيب شان می کنند که هر چه بيشتر و بيشتر و بيشتر بکشند، جنايتکارانی به مراتب وحشتناک تر هستند.
من شرمم می آید که در ستون نظرات بنده کسانی قلم می زنند که نمی دانند و نمی دانند که نمی دانند!
1:33 AM