Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Tuesday, May 4
حاجی خلاص!
نامه ای به فردا با لحن ديروز!

سرانجام آقای خاتمی لب به سخن گشود و نامه ای به فردا نوشت. اما با همان لحن ديروز و پريروز. انشايی که ديگر پانزده هم نمی گيرد، چه برسد به بيست!
آقای خاتمی می خواهد در اين پنج روزه ی آخر رياست جمهوری اش "دريابد"! سعدی وار، اما بدون طنز تلخ وشيرين و رندی سعدی. بنابراين خود را بيشتر در باتلاق ريا و تزوير فرو می کند.
ما که يادمان هست، خاتمی در فردای روز انتخابش به مردم وعده و وعيد داد که هر هفته با آنان درد دل کند و حرف دل خود را بزند. گفت که سوار اتوبوس خواهم شد و همراه مردم خواهم بود. يادتان که هست؟ البته ايشان لابد مانند هر قدرت مداری يادشان رفته است. من با خواندن دو سه سطر از نامه ی آقای خاتمی ديگر رغبت نکردم که نامه اش را مثلا به فردا، که بوی "ديروز" و "پريروز" داشت، پی بگيرم. راستش را بخواهيد تصور کردم که اين مرد می خواهد با نوشتن چند سطر انشا، هشت سال دوران خود را ماست مالی کند و خود را از جنس "امروز" بنمايد، که نيست. می توانست باشد البته! هنوز چسبيده به مردم سالاری دينی که نه "دين" دارد و نه "مردم سالاری"! همين است که خودش به عينه به سرنوشت آغاجری اشاره کرد. يعنی مردم سالاری دينی به زندان هاشم آغاجری منجر می شود، يا به مجلسی که سردمدارانش بست می نشينند و استعفا می دهند و يا به سرنوشت دولتی منجر می شود که روزگاری سردمدارانش مهاجرانی و نوری و تاج زاده بودند و حتی در حيطه ی حوزه به سرنوشت آيت الله منتظری و آقای طاهری منجر می شود. يعنی حاجی خلاص!
12:17 AM