Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Sunday, June 20
سرانجام به پاريس رسيدم. سفري بود طولاني که از سانفرانسيسکو آغاز شد و چهار ساعت توقف در فرودگاه گرم و شرجي ميامي عرقم را حسابي درآورد و آنگاه نه ساعت ديگر سفر با آمريکن ايرلاينز که خيلي پر بود و سرويس بسيار بدي داشت، ديگر حالي براي من باقي نگذاشت. اما يک هفته در مادريد زيبا و ديدار يک دوست نويافته رنج سفر را از تنم زدود.
مادريد هنوز از کشتار تروريست هاي القاعده زخمي بود. در آنجا بود که "معماي عربستان" را نوشتم. مانند هميشه شتابزده و بسياري از چيزها را از قلم انداختم. اما روح مقاله همان رويارويي سنت و تجدد است که اين سلفي ها يا ارتجاعي ها که مي خواهند جهان را به هزار و چهارصد سال برگردانند و آثار تجدد را بر نمي تابند و سر مي برند و دست مي برند (به نظر من ساختار نظام مذهبي عربستان فرق چنداني با ساختار القاعده ندارد!) و جنايت مي کنند. جنايت هم جنايت است چه به نام الله باشد و چه به نام اسلام و ايدئولوژي.
در قطاري که از بارسلون به فرانسه مي رفتم روبروي مرد جواني نشسته بودم که طرز لباس پوشيدن و نوع ريشش داد مي زد که اسلامي است. دقايقي نگذشته بود که از ساکش کتابي در آورد به عربي که معني اش چيزي بود در حدود آيين خوشبخت بودن و نيک بودن و ... فضولي کردم و کتاب را ورق زدم ديدم پر از "قال رسول الله ...." بود. لابد رسول الله مي گفت که چگونه احسان کنيد و يا با بردگان تان چگونه رفتار کنيد و زن نافرمان تان را چگونه تعزير کنيد. من که عربي ام در حد همان "ان ديک ال من الهندي ... " است!
سر صحبت را باز کردم. طعمه ي درجه يکي مي توانست براي القاعده اي ها باشد. مراکشي بود و در شهر کوچک پرپينيان کارگري مي کرد و البته از غرب بدش مي آمد و شرق را هم غرب زده مي دانست و بر اين باور بود که اگر ملل مسلمان به " اسلام راستين" عمل کنند خوشبخت خواهند شد. اندکي هم پيرامون سجاياي اسلام صحبت کرد که مرا ياد يکي از آشناهايم در کاليفرنيا انداخت که کراوات مي زند و در مجالس ختم از اسلام خوب صحبت مي کند و خوشبختي بشر در سايه ي اين دين.
من هم گفتم که در زمان حيات من سه- چهار نوع حکومت اسلامي برپا شده که همگي به نوعي فاجعه بار بوده اند. جمهوري اسلامي را پاکستان شروع کرد و از هند لائيک و سکولار به شدت عقب افتاد. ليبي با اسلام انقلابي و عربستان با اسلام ارتجاعي وهابي و سودان و ايران هم با اسلام ايدئولوژيک و سرانجام افغانسان با اسلام طالباني هر يک به نوعي در جهل مرکب مانده اند! ملت شان بدبخت و آواره شده و در هيچ کدام شان آثاري از مردمسالاري و دموکراسي نيست.
اسلام بايد از حکومت جدا شود و سياست را به سياست گران واگذارد.
اين همه را گفتم و آنگاه به فرانسه رسيديم و او از من جدا شد و پي کارش رفت و من هم رفتم به شهرکي که در آن همه لخت مادر زاد اند و پير و جوان و بچه بدون آن که کسي را با کسي کاري باشد، از طبيعت لذت مي برند و خودشان را ناتوريست (طبيعت گرا) مي نامند. در همين شهرک من زني را ديدم که برهنه وارد مغازه ي لباس فروشي شد (شب ها مردم لباس مي پوشند و بنابر اين مغازه ي لباس فروشي و غيره فراوان است) و تي شيرتي انتخاب کرد و رفت پشت پرده تا آن را بپوشد و امتحان کند و باز برهنه از پشت پرده بازگشت و تي شيرت را خريد!
در هر حال گفتني ها کم نيست...
امروز تازه به اينترنت وصل شده ام و در خانه دوستي که در اختيارم هست اين سطور را مي نويسم و من بعد هم بيشتر خواهم نوشت و نظر هاي نامربوط را بيشتر حذف خواهم کرد! راستي اين گادفلاي هم اعصابم را حسابي داغون کرد و من حيرت مي کنم که کسي با دانشي علمي و فازي لاژيک و غيره چگونه مي تواند اين چنين دريده بنويسد!
پس فعلا تا اينجا بس است!
به سراغ مير يونس هم خواهم رفت و خيلي چيز ها را خواهم نوشت.
شاد باشيد!
11:51 PM