Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Monday, June 21
روز شگفت و غريبی بود امروز. ناگهان کشف کردم که دوستی از ساليان دور و دراز و رفيق گرمابه و حجره و گلستانی سرانجام رحل اقامت در پاريس افکنده است. قرار و مدار گذاشتيم که در ايستگاه اکول ميليتر (مدرسه نظام) همديگر را ببينيم. اما در همان خط بالارد - کره ته ی اکول ديگری بود. (مدرسه دامپزشکی!) او در آنجا و من در اين سوی پاريس. خوشبختانه تلفن همراه داشت و قرارمان را به ايستگاه اپرا تغيير داديم. سر ساعت مرد تکيده ای ديدم که همان دوست نازنين و بگو و بخند دوران دبيرستان و دانشگاه و زندانم بود. پنج سال دوران زندان شاه و ده سال دوران زندان جمهوری اسلامی او را ده هزار و پنج سال پيرتر کرده بود! هر سال زندان جمهوری اسلامی برايش هزار سال بود! در روز جشن موسيقی پاريس به رستوران ترکی دريا رفتيم. من ريختم و او خورد و او ريخت و من خوردم و خود را به آن لحظه ی خوب و عالی سپرديم.
از سال های تلخ سخن گفتيم و آن تلخ وش را نوشيديم.
آدم مذهبی ای نيستم اما دعا می کنم که هيچ کس، هرگز، در هيچ کجای دنيا به خاطر انديشه و طرز فکرش به زندان نيفتد. شما هم با من بگوييد: آمين!


3:44 PM