Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Monday, June 28
سفر دور و درازم اندک اندک به پايان می رسيد. بازهم چمدان شده بار سفر. بوی سفر. اما اين بار سفر به خانه. که نه خانه ی پدری است و نه مادری. اما هر چه هست من در آن خانه کتابی دارم نيم خوانده، رمانی نيم نوشته، مقداری صورت حساب های پرداخت نشده و يک عالمه نامه و کتاب که از اطراف و اکناف دنيا برايم ارسال شده و حال روی ميز نهارخوری در انتظار من اند. نيز گربه ای که دلتنگ شده و رختخوابی که تن مرا طلب می کند برای يک خواب خوش در خانه...
من در مقاله های سياسی خود بارها و بارها نوشته ام که جنانيتی جنایت ديگر را توجيه نمی کند. اين نوع نگاه نگاهی است قبيله ای و قرون وسطايی. البته منظورم عمليات انتحاری جهادی ها و القاعده ای ها و فلسطينيان بود که نوشته بودم جنايت اينان را نبايد به خاطر جنايت دولت شارون توجیه کرد. هر جنايت پرونده ی خاص خودش را دارد. من که به این معقتدم.
دوست عزیزی یه نام کامران ... چند مطلب خوب برای بنده ارسال کرده اند. تشکر می کنم. من با اغلب محتوای آن مقالات موافقم. مقالات پیرامون جنایات اسرايیل ها نسبت به مردم فلسطين بود. با اين همه من موافق نيستم که به خاطر آن جنايات کسی برود در مترو مادريد بمب بگذارد و 200 نفر را نفله کند یا برود در کافه در اورشلیم بمب بگذارد و ده بيست را بکشد. سخن در اين مورد فراوان است که به روزی ديگر موکول می کنم..
اما با خواندن نظرات دوستان متوجه می شوم که برخی از اينان هم به نوعی "جهادی" عمل می کنند. ما برای اين که می خواهيم حق نوشتن و خواندن و نشر دادن به زبان مادری مان را داشته باشيم حق نداريم طرف مقابل را تحقير کنيم و بکوبيم و به بزرگانی مانند فردوسی اهانت کنيم. در زمان فردوسی خيلی از مفاهيم امروزه مانند زن و مليت تفاوت می کرد. هر چه هست کتاب بزرگی است سرشار از اسطوره و حماسه و يکی از مفاخر بشريت...
قران هم نوشته که زنان را شلاق زنيد و .. ولی ارزش اين کتاب در ميان مسلمانان حتی مسلمانان روشنفکر کم نمی شود. چون در آن دوران زنان را زنده بگور می کردند و محمد گفت که فقط شلاق شان بزنيد کافيست! خب به اين می گويند يک گام به پيش..
حرف و حديث بسیار دارم که می گذارم برای سانفرانسيسکو. خانه که رسيدم!!
1:14 AM