Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Monday, July 12
رحمان عزيز
با کمال تاسف بايد بگويم که شما در مورد من کاملا اشتباه مي کنيد!
من طرفدار نوعي فدراليسم منطبق با شرايط ايران هستم و بار ها قيد کرده ام که زبان هاي ملي و قومي ايرانيان بايد رسميت پيدا کنند. حداقل آن چيزي که در قانون اساسي جديد افغانستان و در قانون اساسي اسپانيا وجود دارد. من به شدت با پان فارسيسم و پان ترکيسم و پان اسلاميسم و غيره مخالف هستم.
دوست داشتن اشعار فردوسي و حافظ و خيام و نقد رضا شاه (گفتن نقاط منفي و مثبت او در آن برهه از تاريخ) هيچ ربطي به حساسيت هاي قومي ندارد. اصلا به قوم واحد و زبان واحد و دين واحد اعتقاد ندارم. اين شما هستيد که مخالف فکري خودتان در چهارچوب هاي عقيدتي و ايدئولوژيک قاب مي کنيد! در هر حال من جهان را تک بعدي و تک صدا نمي بينم. من دوست داشتم که اگر فرصت داشتيد اتهام هاي خودتان را مستند مي کرديد و قوم گرايي بنده را نشان مي داديد. (اگر هم برخی از نوشته های من چنین حسی را القا می کند، این از ناتوانی قلم بنده است!)
نکته اينجاست که من براي ايران فکر مي کنم. ايراني که ترک و ترسا و يهودي و بهايي و ارمني و کرد و بي دين و لائيک و ... در آن زندگي مي کنند. جدا کردن مسايل ملي و منطقه اي ره به جايي نمي برد. پيشه وري هم در آخر عمرش به اين نتيجه رسيده بود و یکی ازعلل شکست جنبش آذربایجان را در همین می دانست. جدا کردن مسايل و خواسته های مردم آذربايجان از خواسته های مردم ديگر نقاط ایران. بگمانم جانش را هم برای همین داد. آخر باقراف و غیره سخت در پی اتحاد دو آذربايجان و يا در حقيقت پيوست آذربايجان ايران به اتحاد جماهير شوروی بودند.
1:47 PM