Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Wednesday, August 4
کوتاه مثل آه!
امشب دوستی از شيراز ميهمانم بود. شبی بود خوش و زيبا و هوا عينهو بهار شيراز که مرا برد به سال 1355 که در شيراز بودم و در مرکز پياده پادگان و آماده می شدم برای افسر وظيفه شدن. فرماندهی داشتيم آچاک نام که يادش بخير باد! صبح های زود که بيدار باش می دادند و ما بزور بيدار می شديم، ناگهان هوا عطر و طعم حافظانه ای پيدا می کرد و خواب دوشين از سر می پريد و جهان زيبا می شد. عصر ها با دوستم کبيرنوايی تنيس بازی می کردم. آنگاه با همان لباس سفيد تنيس يواشکی می رفتم باشگاه افسران و آبجوی تگری می نوشيدم و پشت بندش جوجه کبابی و جام خللری. و البته جهان زيباتر هم می شد! تا آنکه يک شامگاه پس از بازی تنيس که سخت گرم نوشانوش بودم سروان آچاک را ديدم. با خشم تماشايم می کرد. آخر ما حق نداشتيم به محل باشگاه افسران وارد شویم! آما سخنی چند که به زبان مادری رد و بدل کرديم ناگهان خشم جناب سروان به لبخند بدل شد و نشستيم دور از چشم اغيار به باده پيمايی! اما آن شب آخرین شب باشگاه افسران من بود. جناب از من قول گرفت که ديگر به آنجا پا نگذارم و من قول مردانه دادم. اما شيراز رستوران ماکسيم را هم داشت و کافه ای در پارک هتل و کافه های ديگر در اطراف حافظيه و سعديه ....
افسوس که آن ايام کوتاه بود به قول منصور اوجی شاعر شيرازی: کوتاه مثل آه!

12:16 AM