Morteza
Negahi is an author and journalist.In his personal weblog,
Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on
personal thoughts on social issues which are mainly geared
towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities
of Iran.
مرتضی
نگاهی،
نويسنده و
روزنامه نگار
Wednesday, August 4
کوتاه مثل آه!
امشب دوستی از شيراز ميهمانم بود. شبی بود خوش و زيبا و هوا عينهو بهار شيراز که مرا برد به سال 1355 که در شيراز بودم و در مرکز پياده پادگان و آماده می شدم برای افسر وظيفه شدن. فرماندهی داشتيم آچاک نام که يادش بخير باد! صبح های زود که بيدار باش می دادند و ما بزور بيدار می شديم، ناگهان هوا عطر و طعم حافظانه ای پيدا می کرد و خواب دوشين از سر می پريد و جهان زيبا می شد. عصر ها با دوستم کبيرنوايی تنيس بازی می کردم. آنگاه با همان لباس سفيد تنيس يواشکی می رفتم باشگاه افسران و آبجوی تگری می نوشيدم و پشت بندش جوجه کبابی و جام خللری. و البته جهان زيباتر هم می شد! تا آنکه يک شامگاه پس از بازی تنيس که سخت گرم نوشانوش بودم سروان آچاک را ديدم. با خشم تماشايم می کرد. آخر ما حق نداشتيم به محل باشگاه افسران وارد شویم! آما سخنی چند که به زبان مادری رد و بدل کرديم ناگهان خشم جناب سروان به لبخند بدل شد و نشستيم دور از چشم اغيار به باده پيمايی! اما آن شب آخرین شب باشگاه افسران من بود. جناب از من قول گرفت که ديگر به آنجا پا نگذارم و من قول مردانه دادم. اما شيراز رستوران ماکسيم را هم داشت و کافه ای در پارک هتل و کافه های ديگر در اطراف حافظيه و سعديه ....
افسوس که آن ايام کوتاه بود به قول منصور اوجی شاعر شيرازی: کوتاه مثل آه!