Morteza
Negahi is an author and journalist.In his personal weblog,
Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on
personal thoughts on social issues which are mainly geared
towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities
of Iran.
مرتضی
نگاهی،
نويسنده و
روزنامه نگار
Monday, September 20
بمب اتمی
دو شب پيش، درست در بدو ورودم به آمريکا در مجلس جشن تولدی بودم که مانند هميشه آقايان و خانم ها پس از مدتی از هم جدا شدند و البته بحث به سوی سياست کشيده شد. خب، موضوع بحث هم البته مساله انرژی يا بمب اتمی بود. جمهوری اسلامی ايران می خواهد به هر تقدير "سانترفيوز" و غيره بکند و ملايان با ريش های حنا زده (منظورم آقای حسن روحانی و ديگران است!) از کيک زرد و سانتر فيوز و الکترون و نوترون و اتم و مدارهای الکترونی سخن می رانند. ديگر قمر بنی هاشم را فراموش کرده و به قمر مصنوعی پرداخته اند.
در ميان مهمانان جشن تولد، کسانی عرق ملی شان حسابی گل انداخته بود و مانند آقايان رفسنجانی و روحانی و خاتمی و بقيه یقه می دراندند که اين حق مسلم ملی ماست که ايران هم مانند کره شمالی و اسرائیل و پاکستان بايد به بمب اتمی مسلح شود. و من هر چه از استفاده ابزاری از بمب اتمی می گفتم اصلا به خرج آقايان نمی رفت و می گفتند مگر می تواند با بمب اتم سر دانشجو کوبيد! که من می گفتم بله می توان کوبيد!
نکتهء مهم که فقط برای خوانندگان اين سايت می نويسم و پيش خودتان بماند و آنشب هم فقط برای مهمانان گفتم اين است که من هم موافق هستم که ايران بايد انرژی اتمی (نه بمب اتمی که آقايان سخت به دنبالش اند) داشته باشد و اين حق مسلم ايران و هر کشور ديگری است. اما به شرطی که حکومت برگزيدهء ملت ايران باشد. یعنی حکومت "ايران" باشد. ساده هست، نه؟ يعنی اين که يک انتخاباب آزاد برگزار شود و اگر آقای حسن روحانی يا هر روحانی و ملا و آخوند ديگر برگزيده شد آن وقت از منافع ملی سخن بگويد. تا حالا که منافع ملی ما گروگان گيری ديپلمات های آمريکايی و آتش زدن پرچم آمريکا و اسرائيل و انگليس و حکم قتل سلمان رشدی و غيره بود. حالا هم انگار دستيابی به انرژی اتمی (يعنی بمب اتمی) شده است.