Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Monday, September 20
بمب اتمی
دو شب پيش، درست در بدو ورودم به آمريکا در مجلس جشن تولدی بودم که مانند هميشه آقايان و خانم ها پس از مدتی از هم جدا شدند و البته بحث به سوی سياست کشيده شد. خب، موضوع بحث هم البته مساله انرژی يا بمب اتمی بود. جمهوری اسلامی ايران می خواهد به هر تقدير "سانترفيوز" و غيره بکند و ملايان با ريش های حنا زده (منظورم آقای حسن روحانی و ديگران است!) از کيک زرد و سانتر فيوز و الکترون و نوترون و اتم و مدارهای الکترونی سخن می رانند. ديگر قمر بنی هاشم را فراموش کرده و به قمر مصنوعی پرداخته اند.
در ميان مهمانان جشن تولد، کسانی عرق ملی شان حسابی گل انداخته بود و مانند آقايان رفسنجانی و روحانی و خاتمی و بقيه یقه می دراندند که اين حق مسلم ملی ماست که ايران هم مانند کره شمالی و اسرائیل و پاکستان بايد به بمب اتمی مسلح شود. و من هر چه از استفاده ابزاری از بمب اتمی می گفتم اصلا به خرج آقايان نمی رفت و می گفتند مگر می تواند با بمب اتم سر دانشجو کوبيد! که من می گفتم بله می توان کوبيد!
نکتهء مهم که فقط برای خوانندگان اين سايت می نويسم و پيش خودتان بماند و آنشب هم فقط برای مهمانان گفتم اين است که من هم موافق هستم که ايران بايد انرژی اتمی (نه بمب اتمی که آقايان سخت به دنبالش اند) داشته باشد و اين حق مسلم ايران و هر کشور ديگری است. اما به شرطی که حکومت برگزيدهء ملت ايران باشد. یعنی حکومت "ايران" باشد. ساده هست، نه؟ يعنی اين که يک انتخاباب آزاد برگزار شود و اگر آقای حسن روحانی يا هر روحانی و ملا و آخوند ديگر برگزيده شد آن وقت از منافع ملی سخن بگويد. تا حالا که منافع ملی ما گروگان گيری ديپلمات های آمريکايی و آتش زدن پرچم آمريکا و اسرائيل و انگليس و حکم قتل سلمان رشدی و غيره بود. حالا هم انگار دستيابی به انرژی اتمی (يعنی بمب اتمی) شده است.
پروردگار متعال آخر و عاقبت ما را بخير کند!!!

11:18 PM