Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Monday, November 8
انگار سرانجام حالم بهتر شده است!
ديشب شب ديجوری بود. حتی گربه هم از من فرار کرد. تب داشتم و شايد هذيان می گفتم. حالا هم شايد هذيان می نويسم!
زندگی مگر چيست؟ جز هذيان های تب آلود يا تب نيالوده؟
دوستی که شيفتهء بوش شده است ديروز زنگ زد و گفت که جهان با بوش زيباتر خواهد شد و عتاب آلود گفت که می بينی! حتی از من پرسید که به کی رای داده ام و من که گفتم به کری آتشی شد. اما امروز دوست ديگری که ناگهان به کوچهء چپ رفته، از جنايت آمريکا در فالوجه گفت. درست مانند سی سال پيش من صحبت می کرد. تازه پنج سالی از من مسن تر است و آخرين کتابی که خوانده است شايد جبر و مثلثات کلاس پنجم متوسطه باشد!
من هم با تماشای بمباران های آمريکا دلم می گيرد اما دروغ چرا، به حماقت هواداران زرقاوی و صدام اصلا دلم نمی سوزد... خب، آنان چه می خواهند؟ می خواهند که آمريکا از عراق بيرون برود. درست! آيا اگر فردا آمريکا بيرون برود اوضاع درست می شود؟ تازه کشتارهايی شروع می شود که صد رحمت به نسل کشی صرب های يوگوسلاوی.... اگر طرفداران زرقای يک حکومت طالبان مانند درست کنند چی؟ يا بعثی های صدام پرست پيروز شوند چه می شود؟
کوتاه سخن اينکه ماجرای دفع افسد و مفسد است! (حالا درست يادم نيست!) مقتدا صدر آدم شد و شايد فردا پس فردا در مجلس هم حضور داشته باشد. روزنامه و مجله ای داشته باشد منبر و پامنبری هايی! او به زور بمباران های آمريکا فهميد ولی انگار کسانی که هنرشان فقط بريدن سر و شکنجه و کشتارهای انتحاری است، نمی فهمند.
اگر فردا بر فرض هواخواهان زرقاوی و بقايای حزب بعث صدام پيروز شوند پيدا کنيد شمار کشته های کرد و شيعه و کمونيست و بی حجاب و می فروش و آسوری و .... را!
حالا هی بگوييد که هذيان می گويم!
10:59 PM