Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Friday, December 24
چگونه می توان با طرح رفراندوم مخالف بود؟
(یادداشتی از سر دلتنگی)

چند روزی است که مرتب به این پرسش فکر می کنم. چگونه می توان با طرح رفراندوم مخالف بود؟ طرح فراخوان ملی برای برگذاری رفراندم یا "گفتمان ملی"، چه بخواهیم و چه نخواهیم جای خود را در جامعهء درون و برون مرز ایران باز کرده است. از بزرگ آیت الله ها تا نحله های فکری ایرانیان از چپ و راست و میانه و سنتی و مدرن در این گفتمان شرکت داشته اند. بنابراین طرح گفتمان ملی طرحی بود بسیار موفق. من حتی بر این گمانم که این طرح گفتمان ملی و رفراندوم در بالاترین سطح حکومتی و دولتی مورد کنکاش و بررسی قرار گرفته است. یعنی مقامات ارشد اطلاعاتی و ضداطلاعاتی و امنیت ملی روزی نیست که پیرامون این طرح جلسه ای تشکیل ندهند. شاید برخی بر این باور باشند که این طرح با شتابزدگی تهیه شده است که به نظر می رسد درست باشد. اما واکنش اغلب مخالفان این طرح هم با همان شتابزدگی و حتی بیشتر والبته اندکی با سردرگمی تهیه شده است. واکنش خشم آلود و عصبی آقایان سعید حجاریان، جلایی پور، طیف توده ای، طیف ملی- مذهبی و .... اغلب میانه بازان و سر بر آستان فرود آوردگان ولایت و سلطنت مطلقه، همه و همه در این راستاست. البته می توان چند تنی را استثنا کرد که خود را پیشرو و پیشگام هر حرکتی می دانند و چون در این حرکت، آن چنان که باید در خورشان باشد، به بازی و رایزنی گرفته نشده اند، خشمگین شده اند. کسانی که تا چند هفته پیش جز همه پرسی و مراجعه به آراء و افکار عمومی طرحی را بر نمی تابیدند و رفراندوم را عین دموکراسی می دانستند.
یک نمونه از این ارزیابی های بسیار شتابزده، به عنوان مثال ارزیابی دکتر حبیب الله پیمان است:
به گزارش خبرنگار "ايلنا" ، حبيب‌‏الله پيمان دبيركل جنبش مسلمانان مبارز، در سمينار "كارنامه اصلاحات" كه از سوي نشريه دانشجويي سبزانديشان دانشگاه علم و صنعت ايران برگزار شده بود در پاسخ به سوالي در مورد طرح "رفراندوم" ، گفت: قانون اساسي تناقضات آشكاري دارد و بيانگذار انقلاب هم در همان اوايل انقلاب بر لزوم افزودن و تكميل آن تأكيد كرده بودند ، ما ايرادات خود را هم بارها در اين زمينه مطرح كرده‌‏ايم . قانون اساسي ميثاقي است كه دولت‌‏هاي مختلف و حاكميت عليرغم پذيرفتن آن به آن عمل نكرده‌‏اند ، اما دوستاني كه رفراندوم رامطرح كرده‌‏اند ، بايد بگويند كه اگر چنين توان عظيمي براي تغيير قانون اساسي دارند ، چرا در طول اين مدت كه بسياري از اصول صريح و صحيح و مورد تتوافق قانون اساسي زيرپا گذاشته شده است ، كاري نكردند .
وي افزود : طراحان رفراندوم ، اگر همچنين نيروي عظيم اجتماعي براي اجراي اين طرح دارند ، بسياري كارهاي ديگر را هم در زمينه حقوق اساسي ،‌‏تفتيش عقيده و... بكنند . ما هنوز در اجرا شدن اصول مصرح قانون اساسي مشكل داريم و دوستان از زير سوال رفتن كل قانون اساسي و نظام دم مي‌‏زنند .
حیرت آور است که کسی از نخبه گان کشور موافقان رفراندوم را این چنین به سخره گرفته و می نویسد که "اگر همچنين نيروي عظيم اجتماعي براي اجراي اين طرح دارند ، بسياري كارهاي ديگر را هم در زمينه حقوق اساسي ،‌‏تفتيش عقيده و... بكنند . ما هنوز در اجرا شدن اصول مصرح قانون اساسي مشكل داريم و دوستان از زير سوال رفتن كل قانون اساسي و نظام دم مي‌‏زنند ."
از نثر یا گفتار بسیار شتابزدهء ایشان که بگذریم به یک واقعیت دردناک می رسیم: ایشان و همفکرانش - دست کم در این برهه- مانند آقایان جلایی پور و حجاریان و قوچانی و غیره.... به ما امضا کنندگان بفهمی نفهمی عتاب می کنند که افسار اسب را نگاه دارید! اسب سواری پیش کشتان!! یا "خفه شوید!"
اما باید به این برادران و رفقا گفت: مطلب خیلی ساده است رفقا و برادران: ما امضاء کنندگان یا به قول حجاریان کلیک کنندگان البته دارای آن چنان نیروی عظیم اجتماعی نیستیم. فقط به این نتیجه رسیده ایم که قانون اساسی فعلی که در بیست و شش سال پیش وضع شد، قانونی است ضد منشور حقوق بشر و ارتجاعی. تجربهء این بیست و شش گذشته و به ويژه هفت سال آخر که اصلاح طلبان دو نیروی مهم کشور را در دست داشتند، نشان داده که این کتاب قانون اساسی تصحیح ناپذیر است و گرنه آقای خاتمی با آن دو طرح مشهور خود - که امید بسیاری هم به آن بسته بود- می توانست قانون را اندکی اصلاح کند. اما نشد دیگر! شما می گویید که هنوز از ظرفیت های ناشناخته و شناخته شدهء قانون اساسی می توان بسیار استفاده کرد. پس بفرمایید! یک "مطلقه" دیگر به آن بیفزایید! این قانون قانون "مطلقه" ها "اما و اگر"ها و "به شرطی که" ها و .... است و اگر هم مختصر تغییری بکند در افزایش این شرط و شروط است. در مدت بیست و شش سال گذشته که چنان بوده است. نه؟
مراجعه به افکار عمومی نه انقلاب است و نه مانیفست انقلابی. ما می گوییم که برای تغییرات و خروج از انسداد کنونی باید به افکار عمومی مراجعه کرد. شما انکار می کنید! ما راه نشان می دهیم و مقصدمان هم معلوم است: نظامی بر مبنای منشور حقوق بشر. انگار که داریم رانندگی می کنیم و می خواهیم بگوییم که در جاده باید علایم راهنمایی و رانندگی باشد تا یک مرتبه گردش به راست و چپ نکنیم و از پیچ های مرگبار و هولناک جلوگیری کنیم. با چند علامت ساده! علایمی که هم اکنون در اقصی نقاط جهان نصب شده است. از آفریقای جنوبی تا آمریکای شمالی. و آن حقوق اولیهء انسان هاست که به صورت منشور درآمده است.
حالا آقایان هی بروند پیش این و آن و از آیت الله منتظری امضا بگیرند که نخیر همه پرسی بد است و به صرفه نیست و پای بیگانه را به میهن باز می کند و ..... که چی؟ یعنی این که باز هم در بالا چانه زنی بشود و بین رفسنجانی و کروبی یکی انتخاب شود و آقایان به مشروعه و مشروطه شان برسند و سالی دیگر و سالیان دیگر ....



1:53 AM