Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Thursday, February 3
ديروز و امروز همه اش کتاب در ماگادان کسی پير نمی شود را می خواندم. این کتاب به همت و کوشش اتابک فتح الله زاده منتشر شده که ياد مانده های انسان و پزشک شريفی است به عطاء صفوی.
دکتر صفوی در جوانی به سرزمین رویاها و آروزهايش اتحاد جماهير شوروی می رود و آنجا با تحقير و زندان و مرارت و اردوگاه های کار اجباری و .... روبرو می شود. سال های سال به ياد ايرانش زنده می ماند و آخر سر که پس از دوندگی های بسيار و کارشکنی های وحشتناک سرانجام پا به سرزمین مادری اش می گذارد، تازه می فهمد که اين ايران اسلامی انقلاب زده آن ايرانی نيست که سال ها با روای بازگشتش زيسته بود. باز تن به مهاجرت می سپارد. با اندوهی بی کران و غمی جانفرسا. کتاب آن چنان جذاب بود که من فقط توانستم چند صفحهء اوليه را حاشيه نویسی کنم (برای نقدی که شايد بر آن بنويسم) بعد ديگر خواب در چشم ترم شکست و به همراه دکتر صفوی به ارودگاه های غير انسانی مشابه آشويتس و تربلينکای دايی يوسف (استالين) رفتم.
قارداش اتابک اللرون آغريماسين! (دستت درد نکند!)
....
اينجا شعری تقدیم اتابک و دکتر صفوی می کنم که دوست نازنين ديگرم "علی قارداش" از زبان رومانيايی ترجمه کرده است:

بناهای بزرگ داریم ولی قلب های کوچک
جاده های بزرگ ولی مغزهای کوچک
زیاد خرج می کنیم اما خیلی کم داریم
زیادخرید می کنیم ولی از آنها لذت نمی بریم
خانه های بزرگ داریم ولی خانوارهای اندک
...
متخصص زیاد داریم ولی مشکلات زیادتر
دارو و درمان بسیار داریم ولی سلامتی نداریم
زیاد می خوریم و زیاد دود هوا میکنیم
بی حساب و کتاب خرج می کنیم
حال خندیدن نداریم
با شتاب می رانيم
زود عصبانی میشویم
دیر می خوابیم واز خواب خسته بلند می شویم
مطالعه کم می کنیم و زیاد غیبت می کنیم
هر روز بر مقدار پولمان افزوده میشود ولی ارزش آنها کم میشود
زیادحرف می زنیم... معنی عشق را نمی دانیم و از هم نفرت داریم...
بلد هستیم چگونه پول در بیاریم ولی نمی دانیم چگونه زندگی کنیم
بر عمرمان افزوده میشود ولی یاد نمی گیریم
به مریخ هم می رویم ولی بلد نیستیم در خیابان راه برویم
کارهای بزرگی کردیم ولی نه درست و خوب
هوا را آلوده و قلبها را شکسته کردیم
زیاد می نویسیم ولی یاد نمی گیریم
برنامه های زیادی داریم ولی به نتیجه نمی رسیم
یاد گرفته ایم که عجله کنیم ولی شکيبايِ را بلد نیستیم
کامپییوترهای عظیمی ساخته ايم که اطلاعات زیادی ذخیره می کنند ولی یاد نگرفته ایم از آنان بهره ببریم
در چت روم ها چت می زنيم ولی نمی توانیم باهمديگر گپ بزنيم
باشتاب غذا می خوریم ولی هضم آنها طولانی شده..
خانه های خوب بزرگ و خوشگل ولی بدون گرمای خانوادگی
زمانه با پاکتهای خوشگل ولی با درون تهی
یادت باشد که زمان می گذرد وبدون آنکه به دلی را شاد کنی و دوست داشته باشی همنوعانت را غنیمت بشمار زمان را و برای خود و نزدیکانت که حیف است این عمر کوتاه بگذرد و...و...و....

1:58 AM