Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Sunday, February 13
مقاله ای را شروع کرده ام به نوشتن پیرامون آقای هاشمی رفسنجانی
نمی خواستم فعلا در این ستون بدون ویراستاری و غیره چاپ شود. اما برای اين که به بحث تولرانس و مدارا و ترک و فارس و عرب و عجم پایان دهم فعلا همین طور خام تقدیم تان می کنم تا بعدا شسته و رفته تحویل تان دهم. شاید هم برخی از شما ها در مورد رفسنجانی بیشتر می دانید که خواهش می کنم در اختیار بنده بگذارید.
دو سه سال پیش مقاله ای در نیویورکر خواندم مبنی بر اینکه آقای هاشمی در یک معامله کلان نفتی پیرامون قزاقستان و آمریکا نقش بسیار مهمی داشته و این نقش رئیس جمهور قزاقستان را صاحب 750 میلیون دلار زلال! کرده است!!(پیدا کنید پرتقال فروش را!)
نیز یک خواننده از باکو برای من نوشته که یاسر عزیز را در باکو برده پیش الکساندر هیگ تا معاملهء گازی ای را بین عشق آباد و آمریکا جوش بزند!
خب، حالا که روز وصل و عشق و والانتاین است، آقا و آقازاده هم برای وصل کردن آمده اند!
.....

ظهور مجدد علی اکبر هاشمی رفسنجانی در صحنه...

هاشمی رفسنجانی باز به میدان آمده است تا اوضاع و احوال را برای ورود به صحنهء انتخاباب ریاست جمهوری مورد سنجش قرار دهد. اما این "ورود" یا بازگشت دوباره اش این بار بسیار محتاطانه انجام گرفته است. نخست به عنوان "شایعه" پخش شد. که البته نه تایید شد و نه تکذیب! سپس شرکت در چند مصاحبه و چند نماز جمعه سخنرانی پیرامون مسایل جاری جهان و ایران. گوشهء چشمی هم به روزنامه های آمریکاییی (یو اس ای تودی) داشت که واکنش آمریکاییان را بسنجد. این همه از هوش و ذکاوت این کهنه تاجر و سیاست باز کویری حکایت می کند.
هواخواهانش او را "مرد بحران ها" لقب داده اند. مخالفانش او را "عالیجناب سرخی" لقب داده اند که همواره در محاصره عالیجنابان خاکستری او را محاصره کرده اند.(اکبر گنجی، عالیجناب سرخپوش)
هاشمی رفسنجانی چه در پیش از انقلاب و چه در پس از انقلاب یکی از بازیگران سیاست جمهوری اسلامی بوده است. از شورای انقلاب و مجلس خبرگان گرفته تا ریاست جمهوری و رئیس تشخیص مصلحت نظام. برادران و فرزندانش نیز در رده های بالای مدیریت و تجارت نقش های مهم داشته اند. از وزارت امورخارجه گرفته تا سرپرستی رادیو و تلویزیون و مترو تهران و شرکت های گاز و نفت منطقه ای و شرکت های تجاری کیش و دوبی و .....
در اردیبهشت ماه سال 1369 نود نفر از چهره های شاخص ملی مذهبی نامه ای اعتراض آمیز به رفسنجانی نوشتند. اما یک ماه پس از آن 23 نفر از امضا کنندگان نامه بازداشت شدند. آقای رفسنجانی در مصاحبه ای با لوموند اتهام آنان را جاسوسی برای آمریکا ذکر کرد. پیرامون مهندس عزب الله سحابی هم فقط گفت :"رویش زیاد شده بود . گفتم بگیرند رویش را کم کنند!"
پیش از نامه، نامهء مشهور دیگری را زنده یاد علی اکبر سعیدی سیرجانی برای هاشمی رفسنجانی نوشت که نه عتاب داشت و نه اعتراض. اما این نویسندهء بزرگ و خوش قلم در زمان آقای رفسنجانی همراه خیل دیگری از اصحاب قلم و اندیشه سر به نیست شدند. منهدس برازنده، احمد میرعلایی، احمد تفضلی و ... از دیگر نام آوران بودند.
اکبر گنجی جرات و شهامت خارج از اندازه ای به خرج داد و آقای هاشمی رفسنجانی را نقد کرد. در زمینه های قتل های زنجیره ای و ادامه جنگ با عراق بعد از آزاد سازی خرمشهر و ...اما حاصل آن زندان طویل المدتی بود برای گنجی، این روزنامه نگار شجاع. راستی داستان پلیسی -جنایی- سیاسی فرج سرکوهی هم در همین دوران صدارت آقای رفسنجانی اتفاق افتاد.
در دورانی که این مسایل در روزنامه های دوم خردادی طرح شد، آقای رفسنجانی که در انتخابات مجلس شرکت کرده بود و قرار بر این بود که به عنوان نماینده اول تهران سخنگوی مجلس باشد، جزو نفرات سی و چندم شد و شمارش های مکرر آراء هم کمکی به انتخابش نکرد!
اکنون که زمزمهء آمدنش است، از سویی خود را مرد سرد و گرم کشیدهء سیاست رخ می نماید اما در نهان شاید نقشه های دیگری پس ذهنش باشد.
در نبود احزاب آزاد و در بود شورای نگهبان که می تواند هرکسی را برای مقام نامزدی ریاست جمهوری - و دیگر مقام های به اصطلاح انتخابی!!- تایید یا رد کند، البته نمی توان به این نوع شعبده بازی مضحک نام انتخابات گذاشت و مردم هم تا در روی این پاشنه می چرخد، حتی بیشتر از سابق از شرکت در انتخابات خودداری خواهند کرد. به خصوص که دو تجربه موفق انتخابات را در افغانستان و عراق شاهد بوده اند.
آمدن دوبارهء آقای رفسنجانی به صحنهء انتخابات حق طبیعی شهروندی ایشان است. همچنان که باید حق طبیعی آقای امیرانتظام و دکتر محمد رضا خاتمی، اکبر گنجی، حسن نزیه و .... (صدها نام دیگر) باشد. بنابراین تا اکبر گنجی ها ( به خاطر نقد هاشمی) در زندان اند و تا شورای نگهبان خیل عظیم شهروندان ایرانی را به عنوان "غیرخودی" کنار می گذارد. شرکت کردن و حتی برنده شدن در چنین انتخاباتی جز شرم و سیه رویی ارمغانی نخواهد شد.
آقای رفسنجانی اگر بخواهد شاید بتواند پیش از نام نویسی دست کم پیرامون چنین مسایلی "شفاف" باشد!
12:06 AM