Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Wednesday, February 16
تجزیه طلبی و تجزیه طلبان
مدخلی برای یک بحث

این روزها ما وارد یک عصر جدید شده ایم. در افغانستان آرام آرام جامعهء مدنی شکل می گیرد و جامعهء چند ملیتی و چند قومی افغانستان با دو "زبان ملی" پشتو و دری (فارسی) و زبان های دیگر که در مناطق خود رسمیت خواهند داشت، به دوران جدید وارد می شود و در عراق صحبت از فدرالیسم است.
ابراهیم جعفری، که احتمال می رود نخست وزیر دوران گذار عراق باشد، همین امروز در مصاحبه ای فدرالیسم را شکل مطلوب حکومتی برای عراق چند ملیتی دانست. کردهای عراق پرچم کردستان را به اهتزاز درآورده اند.
در ترکیه نیز چندی است که حقوق کردها رعایت می شود و کردهای ترکیه صاحب روزنامه و تلویزیون و نماینده و ... شده اند.
اما ایران بیچارهء که همواره پیشگام حرکت های مدرنیته و تجددخواهی بوده، هنوز که هنوز است در بند و اسیر پندارهای تک صدایی و تک بعدی خود است.
این تک بعدی منحصر به زمام داران نیست. روشنفکران ایرانی هم که سال های در سرزمین های آزاد زیسته اند و می زیند، هنگامی که مسایل اقوام و ملیت ها مطرح می شود، ناگهان رگ غیرت ملی شان به جوش می آید و ف را فقط "فرحزاد" می بینند!
امروز در یک برنامهء رادیویی پر شنوندهء لوس آنجلس، صحبت از حقوق ملی غیر فارس های ایرانی بود. یک نفر که گويا اخیرا برنامه ای رادیویی یا تلویزیونی به زبان ترکی دایر کرده و پرچمی هم برای خود تدارک دیده، با یک روزنامه نگار صاحب نام مباحثه و مناقشه می کرد. این روزنامه نگار - که انسان آزاد اندیش هم هست - در پاسخ آن آقا تجزیه طلبی را محکوم می کرد و در عین حال از حقوق اقلیت ها و اقوام ایرانی دفاع می کرد. آن آقا هم از آزادی زبان و فرهنگ سخن و از فدرالیسم می گفت. در دور باطلی افتاده بودند که مدام می گردیدند...
به نظرم رسید که هر دو حرف حساب می زنند اما نمی توانند با همدیگر "دیسکورس" (گفتمان) داشته باشند. در این میان البته شنوندگان هم که تلفن می کردند با غیرت و عصبیت از ایرانیت و نژاد اصیل و پاک آریایی و فرهنگ والای پارسی و فتنهء انگلیس ها و روس ها و کمونیست ها و ... می گفتند و رگ های گردن قوی می کردند.
به فکر افتادم که دنبالهء بحث آنان را بگیرم و با خوانندگان این سایت در میان بگذارم. برای شروع هم از خودم شروع می کنم:
من بارها نوشته ام: به دلایل بسیاری با تجزیه طلبی مخالف هستم. به خاطر ساخت و بافت تاریخی ایران و نقش اقوام و ملیت های گوناگون در آن ... به خاطر حضور گسترده ترکان ایرانی در گوشه و کنار ایران و به ويژه در تهران .... و هزار ویک دلیل دیگر که در این ستون مجال مطرح کردن آن ها نیست.
اما به نظرم باید تجزیه طلبان هم حق داشته باشند که فعالیت سیاسی و اجتماعی بکنند. این حق را از جمله حقوق شهروندی آنان می دانم. یعنی می توان با تجزیه طلبی مخالف بود و در عین حال از حقوق تجزیه طلبان دفاع کرد! اگر هم مثلا زمانی در ایران یا در خارج از ایران هم شعور سیاسی مردم و مدارای آنان آن قدر بالا رفت و مانند ایتالیا و انگلیس و کانادا عده ای تجزیه طلب گروه و حزبی تشکیل دادند و احیانا رفراندمی هم برگذار شد، آن موقع من با کمال میل و اشتیاق حاضر خواهم شد که با هر تجزیه طلبی بحث و جدل کنم و برای یک ایران متحد با شهروندان برابر تبلیغ کنم.
مثال می آورم:
شهردار سانفرانسیسکو و نیز شهردار نیویورک با پیمان زندگی (ازدواج( همجنس گرايان موافق هستند ولی هیچ کدام همجنس گرا نیستند.
شوربختانه بسياری از روشنفکران ما مانند مار گزیده ها از ریسمان سیاه و سفید می ترسند و حتی از واژه فدرالیسم هم وحشت دارند. تازه این هموطنان در آمریکا یا آلمان فدرال هم زندگی می کنند! آیا می توان در این باره گفت و نوشت و شنید؟
3:42 AM