Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Saturday, April 9
دو یزدی متفاوت...
خاتمی یزدی تبار است. نمی دانم متولد یزد است یا اردکان. او مثلا رئیس جمهور جمهوری اسلامی ایران است که به قول مهندس بازرگان "چاقوی بی دسته" است! بی نهایت ترسو است و چون ترسو است سعی می کند با بلاغت ترسش را پنهان کند و البته مانند تمام ملایان بلاغت را خوب آموخته.
گاه به مصلحت دروغ می گوید و همیشه جانماز آب می کشد. مردم انتخابش کرده بودند که حافظ منافع شان باشد اما حافظ منافع یک عده خاص شد و اندک اندک در ولایت ذوب شد. حالا شاید حتی ناطق نوری هم بهش دهن کجی بکند. چرا که ناطق نوری در ذوب شدن صداقت داشت ولی این سید یزدی حتی آن قدر جرات و جسارت ندارد که بگوید "ذوب شده ام"!
اما او ذوب شده است. نه تنها در ولایت فقیه بلکه در دروغ و ریا هم...
خب، چنین کنند بزرگان!!!
مطلب از این قرار است که گویا آقای موشه کاتساو (موسی قصاب) متولد یزد و رئیس جمهور اسرائیل در مراسم خاکسپاری پاپ سلام و علیکی با خاتمی کرده و دستش را فشار داده. شاید خاتمی نمی دانسته که رئیس جمهور اسرائیل است و شاید هم تحت تاثیر گفت و گوی تمدن ها دستی فشار داده و دو سه کلمه ای صحبت کرده است. به قول ایرانیان آمریکا "سو وات؟" نه
موشه کاتساو کاره ای است و نه محمد خاتمی... گفت و گوی تمدن ها هم مثلا همین است که دو آدم - حالا یزدی بودن شان هم مهم نیست- بالاخره سلام و علیکی کرده اند و خوش و بشی هم با لهجهء یزدی! کرده اند. دو یزدی دری به تخته خورده و در مراسم خاکسپاری پاپ اعظم با هم آشنا شده اند. یکی با کراوات و شیک و دیگری با عبا و عمامه و عینک دودی مکش مرگ ما! همین است دیگر.

12:26 AM