Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Monday, April 11
کثیر القوم یا کثیر الملله؟!
سال های سال بود که ایران را کشوری کثیرالملله می خواندند و سال های سال بود که این اصطلاح "کثیر الملله" مانند خار به چشم پان ایرانیست ها و مردمان با فر ایزدی فرو می رفت و به کار بردن این اصطلاح را برای "ملت یک پارچهء بزرگ ایران"، "خیانت" می نامیدند و هنوز هم که هنوز است چنین است.
در عصر مدرن پدیدهء "دولت - ملت" ها زمانی پا به عرصهء وجود گذاشتند که دولت های ملی تشکیل شد و "ملت" تعریف پیدا کرد. یکی ملت را در برابر "ناسیون" گذاشت و دیگری ملت را برابر "امت" گرفت و آن دیگری گفت که ملت فقط موقعی ملت است که دارای "دولت" باشد و آقای تورج اتابکی مثال آورد که آذربایجانی ها در کشور جمهوری آذربایجان "ملت" اند و در ایران فقط "قوم" اند.
در هر حال قرن ها ملت اغلب به معنای پیروان یک دین یا مذهب به کار می رفت. حتی گفته می شود شعر مشهور حافط "جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه / چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند" ناظر بر همین نکته است. در قفقاز هم تا زمان تشکیل حکومت های گرجستان و ارمنستان و آذربایجان، این مردم - که همه "رعیت" تزار محسوب می شدند با نام های گرجی و ارمنی و مسلمان معروف بودند. اینجا مسلمان بودن نقش هویت ملی را بازی می کرد. بعدها اندک اندک که به عصر نزدیک تر می شدیم ملک و ملت بیشتر به کار می رفت و ملت به معنای مردمی که در ملکی می زیستند اطلاق می شد.
همانطور که نوشتم ایران با بافت جمعیتی و اتنیکی خود همواره کشوری کثیرالملله نامیده شده است. اما امروز از آقای سعید حجاریان پیامی خواندم خطاب به "کردهای اصلاح طلب" که ایران را کشوری "کثیرالقوم" مثال زده بود.
امت هم به جای ملت پیروان دین و آیین را گرفت. با این همه امت به معنی مردم هم به کار می رود.
در یک ترانهء بندری که من چندی پیش در همین سایت گذاشتم، از "امت بندر" سخن گفته شده است.
من خودم بارها آذربایجانی ها را "مردم" آذربایجان خوانده ام و گاه حتی "قوم" نوشته ام. یکی در اعتراض به بنده نوشته بود که اقوام باید بیابان گرد باشند! من در پاسخ نوشتم که قوم یهود چی؟ قومی که هم دارای کشور است و هم دولت ملی دارد.
اما در این میان چیزی که گم شده معنا و مفهوم "شهروند" بودن است. شهروند یا "سیتی زن" یک مفهوم جدید است که پس از اعلامیهء منشور جهانی حقوق بشر در ادبیات سیاسی رخ نمود. شهروند دیگر رعیت (سابجکت) فلان شاه و ارباب نبود. شهروند انسانی است با حقوق شهروندی مساوی با سایر شهروندان. حالا کرد باشد یا ترک یا عرب و بلوج...
در هر حال ایران کشوری بوده با ممالک محروسه. یعنی نوعی فدرال.
در فارسی قوم اغلب به معنای مردم بیابانگرد به کار می رود. مانند ایل و تبار. قوم یا اقوام می آیند و می روند... مانند ایل. تبار به معنای نیاکان هم هست. دارای ریشه. اما... من همصدا با مولوی می گویم: انسانم آرزوست! و انسان امروزی یعنی "شهروندی دارای حقوق مساوی و برابر با سایر شهروندان." اگر در آمریکاست حقوق مساوی با دیگر شهروندان آمریکایی دارد و اگر در ایران است باید حقوق برابر و مساوی با دیگر شهروندان ایرانی داشته باشد. حال فرقی نمی کند که این شهروند بهایی باشد یا شیعه اثنی عشری، سنی باشد یا یزیدی، زردشتی باشد یا یهودی، دین داشته باشد با بی دین باشد، زن باشد یا مرد، همجنس گرا باشد یا دگر جنس گرا، ترک باشد یا ترک، ارمنی باشد یا آسوری، افغانی تبار باشد یا بلوچ و ....
یعنی همان "انسان" باشد. "دیو" و "دد" و شکنجه گر و جلاد نباشد!
همین.
12:14 AM