Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Sunday, April 17
خواندن نظر دوستان دیگر رمقی برای بنده نمی گذارد تا مطلبی بنویسم.
من از نظام هایی سخن گفته بودم که می خواهند شهروندان شان گله وار یا توده ای باشند. این نظام ها را توتالیتر می نامند. نظام هایی که اجازه نمی دهد شهروندان انفرادی تفکر کنند و "فرد" باشند نه جزیی از یک توده مردم که شعارهای مشخصی می دهند و اعمال مشخصی می کنند. نمونه های خوبش را در آلمان هیتلری و ایتالیای موسولینی و شوروی استالینی مشاهده کرده ایم. نظام جمهوری اسلامی هم در آغاز به ویژه پس از گروگان گیری و شروع جنگ به شدت توتالیتر شد. اما کم کم توتالیتریسم رنگ باخت. چون نظام های توتالیتر همواره به رهبر و پیشوا و خدایگان و امام نیاز دارند. ولایت مطلقه فقیه دقیقا ناظر بر همین نگرش است. چون ملت یا شهروندان را صغیراند، بنابراین فرد آگاه و دانایی باید آنان را راهنمایی کند!
***
چندی پیش دوست خوبم از آلمان زنگ زد که داریم برای مصدق جشن تولد می گیریم. بیانیه شان را که دیدم متوجه شدم نوعی بزرگ داشت است از آن مرحوم. خب چند نفری هم پای آن را امضا گذاشته بودند. من هم به احترام مصدق و آن چند نفر (که به اغلب شان مانند کاخساز و بیژن دادگری ارادت دارم) امضایم را زیر اعلامیه گذاشتم. اما دوستان دیگرم این موضوع را برنتابیدند و من هنوز نمی دانم که چرا. برای من تبریک و تسلیت نوشتند و حتی این مرا تا مرز خیانت بالا بردند (یا پایین آوردند!)
من می دانم که کسانی در این امضا گذاری ها خودی می نمایند و سعی می کنند از آب گل آلود سیاست کرهء "نام و خوشنامی" بگیرند و عرض اندام کنند. اما این هم از قواعد بازی های سیاسی است. حقیقت این است که خاورمیانه مانند اقمار شوروی دو ده پیش آبستن تحولات اساسی است و هر گروهی می خواهد در صحنه باشد و از تحولات بی نصیب نباشد. برخی صادقانه این تحولات را در جهت منافع ملی می بینند و برخی در این تحولات گوشهء دلارهای سبز آمریکایی را! بگذریم..
چون صد در صد نمی دانم نامهء این دوستان "سوئدی" عمومی نیست، متاسفانه نمی توانم عین "تبریک و تسلیت" نامه شان را اینجان بیاورم.
اما موضوع بسیار ساده است. مصدق مصدق است برای اینکه خواسته ها و آرمان هایش هنوز خواسته و آرمان مردم ایران است. دموکراسی پارلمانی و آزادی احزاب و تفکیک قوا و حکومت قانون (ایجاد عدالتخانه)، خلع ید از بیگانگان و ....
این البته برای ملتی باید شرم آور باشد که هنوز خواسته های یک صد سال پیش و پنجاه سال پیشش را درخواست می کند! بیجاره مردم ایران!
مصدق از اشتباه بری نبود و برخی از اشتباهاتش نیز ضربه های اساسی بر پیکر دموکراسی نوپای ایران وارد آورد. مانند تمکین نکردن به درخواست های شرکت های نفتی و خواستن "همه چیز" و قانع نشدن به بخشی از امتیازات ... شبیه کاری که عرفات کرد و جنبش فلسطین مرتب به عقب نشینی واداشت و آخرش کمترین امتیاز را می گیرند و رضایت می دهند.
در سیاست نمی توان آرمانی رفتار کرد. آرمان خواهی برای شاعران و نویسندگان و فیلسوفان خوب است نه برای سیاست مداران.
با این همه به نظر می رسد که جای خالی اندیشه های مصدق و شخصیت کاریزماتیک اش در تاریخ ایران هنوز که هنوز است باقی خواهد ماند. دست کم تا ملت به خواسته های مصدق ( که دیگر امروزه آرمان نیست بلکه خواسته هایی که اغلب مردم دنیا به آن ها دست یافته اند) برسد، مصدق هم در متن سیاست ایران حضور خواهد داشت. برای همین است که نباید جبهه مصدق را خالی گذاشت تا راست و چپ افراطی آن را پر کنند! پیچش مو هم همینجاست!
11:11 AM