Morteza Negahi, Iranian Author and 

Journalist





خانه
نامه بدهيد
RSS Feed
 
 
آرشیو:
January 2002
February 2002
March 2002
April 2002
May 2002
June 2002
July 2002
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
 
Copyright 2002-2003. All rights reserved.Designed and developed by hoder.com

يولداش
Morteza Negahi is an author and journalist.In his personal weblog, Yoldash, which means friend in Turkish, he reflects on personal thoughts on social issues which are mainly geared towards Persian, Turkish, Kurdish, and other ethnicities of Iran.

مرتضی نگاهی، نويسنده و روزنامه‌ نگار


Tuesday, April 26
حالا که این سطور را می نویسم ساعت نزدیک شش بعداز ظهر است و عجیب است که به سراغ نوشتن رفته ام. من معمولا نوشته هایم را آخر شب می نویسم!
اما برای دوستی که از چند تا تارموی مغولی رفسنجانی پکر شده بود:
دوست عزیز، اولا نژاد مغول - به خوب و بدش کاری ندارم- مانند دیگر زردپوستان (کره ای ژاپنی و ترکمنی و ...) کوسه اند و اغلب فقط چند تار مو روی صورتشان می روید. چون ژاپنی ها یا کره ای هرگز به ایران تاخت و تاز نکرده اند ولی مغول ها کرده اند، خب، طبیعی است که من به هنگام تشبیه صورت های خاص نژاد زرد ذهنم متوجه مغول ها بشود.
این نه توهین بود و نه حقیر شمردن یک نژاد... اما ... اما ... مغولان یکی از بدترین و وحشتناک ترین حمله ها را به ایران کردند و واقعا کشور ما را با خاک یکسان کردند و آثاری از تمدن و علم و ادبیات باقی نگذاشتند. آمدند و سوختند و بردند! به نظرم رعب از مغولان به حدی بود که نسل انسان ایران زمین ( فارس و ترک و عرب و ...) را برای همیشه زبون و توسری خور بارآورد و ما هچنان کفاره می دهیم! آنان به سراب و تبریز و دیگر شهر های آذربایجان هم تاختند. پدر مولوی از ترس مغول بود که به آناتولی یا آسیای صغیر رخت سفر بست.
یک چنان تاخت و تازی را هم در پایان صفویه افاغنه هم کردند و ایرانی را که داشت شانه به شانه اروپا به دوران رنسانس وارد می شد، به عصر بربریت بردند که در تاریخ ثبت است. البته حاکمان ما هم کم ظلم و تعدی نکرده اند. نه، بروید از هندی ها بپرسید که نادرشاه با آنان چه کرد یا از گرجی ها بپرسید که آقا محمد خان قاجار در گرجستان چند هزار نفر را از دم تیغ گذراند. اما این تاریخ است. ما نباید فراموش نکنیم فقط باید ببخشیم!
Forive it but not forget it!
امروزه ما نباید از یونانیان و مغول و عرب و ... نفرت داشته باشیم و هندیان و گرجیان و ... هم نباید از ایرانیان نفرت داشته باشند.
...
... صادق هدایت هم از محبوب ترین نویسندگان من است. اما در عین حال من نه با برخی از عقاید سیاسی و اجتماعی اش موافقم و نه با همهء آثارش. ربطی هم به هیتلر و غیره نداشت!
امروز یک آقایی را دیدم و صحبت از خودکشی هدایت شد. و آن آقا (45 ساله) گفت خودکشی که نکرد جمهوری اسلامی او را کشت!
حالا حکایت ماست!
5:43 PM